شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

حرفه‌ی من این است که بنویسم...

 

 

ناتالیا گینزبورگ: حرفه‌ی من این است که بنویسم و من این کار را خوب بلدم و از خیلی وقت پیش. قاطعانه بگویم که: چیزی درباره‌ی این‌که چه می‌توانم بنویسم نمی‌دانم. می‌دانم که نوشتن حرفه‌ی من است. وقتی که دست به نوشتن می‌زنم، بی‌اندازه احساس می‌کنم سرِحالم و در راستای مطلبی حرکت می‌کنم که به نظرم می‌رسد از تهِ دل خوب می‌شناسمش. ابزاری را به کار می‌گیرم که با ما اُخت‌اند و آشنا و احساس می‌کنم که درست توی چنگم است. اگر که دست به هر کارِ دیگری بزنم، اگر زبانی خارجی بیاموزم، اگر یادگیریِ تاریخ یا جغرافیا یا تندنویسی را بیازمایم، یا اگر سخنرانیِ در جمع یا بافتنی بافتن یا سفر کردن را بیازمایم، اذیت می‌شوم و دائم از خودم می‌پرسم دیگران چه شکلی این کارها را می‌کنند.

 
 
 حرفه‌ی من، در کتابِ خانه‌ی لبِ دریا 
 
    ترجمه‌ی م. طاهر نوکنده، انتشاراتِ آوانوشت، ۱۳۹۱    
                                  
  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۱ خرداد ۱۳٩۱