شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

شب ــ شعری از یانیس ریتسوس

 

 

شب می‌رسد از راه

مثلِ پیرمردِ غمگینی

که سال‌ها پیش از این شهر رفت

چمدانش پُر از لبا‌س‌های کهنه‌ی زنی بود

زنی که در کودکی گفته بود دوستت دارم.

 

ترجمه‌ی محسن آزرم

 

عکس، قطعاً، تزئینی‌ست.

جوانی بدونِ جوانی؛ ساخته‌ی فرانسیس فورد کاپولا براساسِ رمانِ میرچا اِلیاده

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٥:٢٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ امرداد ۱۳٩۱
برچسب‌ها : یانیس ریتسوس ، شعر ، ترجمه