شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

هنوز تلخی اين فيلم برايت کم است ...


اين يادداشت را حميد امجد دوست عزيزم و نويسنده و كارگردان سرشناس تئاتر كه هميشه نظرش در همه ي موارد براي م مهم ست درباره ي يادداشت 30 آذر نوشته . امجد تازگي ها در فيلم گاهي به آسمان نگاه كن ساخته ي كمال تبريزي هم بازي كرده ست . ديدم شايد بعضي ها به پيام ها سر نزنند ؛ اين شد كه گذاشتم ش اين جا كه همه بخوانند :

خب، محسن عزيز، روشنفکرجماعت اغلب در مورد هر چيزی تلخش را ترجيح می دهند، از قهوه بگير تا فيلم. هيچ هم بد نيست. اما با همه ی علاقه ای که معلوم است به ((ماه تلخ)) و تلخی اش داری انگار هنوز تلخی اين فيلم برايت کم است؛ چون هنگام ديدنش هنوز می توانی بخندی! (خودت نوشته ای پوزخند؛ ولی اين صفحه کليد مسخره حرف پ را می زند ب!! برای همين بگذار بنويسم خنده و بيش از اين مايه ی خنده نشوم.) راستش من اين فيلم را بسيار دوست دارم؛ آن قدر که وقتی کسی ازش حرف می زند نمی توانم خودم را نيندازم وسط بحث! و در عين حال خيلی تلخ تر از آن که تو نوشته ای می يابمش. انگار استاد (از آوردن نام کارگردان به دليل همان مشکل صفحه کليد معذورم!) خواسته باشد تلخ ترين و سياه ترين فيلم عالم را بسازد. و موفق هم شده. به نظر من که عين زهرمار، تلخ است. و البته اين تنها زهرماری است که اين همه دوست دارمش. راستی اسم فيلم در اصل به عنوان برابرنهادی برای honeymoon (ماه عسل) به احتمال بهتر است ترجمه شود ((ماه حنظل))، کمی قلمبه است نه؟ ولی اين اسم آن کارکرد در زبان اصلی را دارد...
  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱۱:٥٦ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ دی ۱۳۸۱
برچسب‌ها :