شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

معنای اندوه و زیباییِ آن‌...

 

 

... در موردِ خودت، آخرین حرفِ من این است: از گذشته نترس. چنان‌چه مردم بگویند جبران‌ناپذیر است باور نکن... آن‌چه پیشِ رویم قرار دارد، گذشته‌ی من است. باید خودم را وادارم تا به چشمِ دیگری به آن نگاه کنم، کاری کنم مردم با نگاهی دیگر به آن بنگرند، کاری کنم که خداوند با نگاهی دیگر در آن نظر کند. این کار را نمی‌توانم با انکارِ آن، تحقیر یا ستایشِ آن یا بی‌اعتنایی نسبت به آن انجام دهم. این کار فقط با پذیرشِ کاملِ گذشته‌ام به‌عنوانِ بخشی ناگزیر از تکاملِ زندگی و شخصیتم امکان‌پذیر است. با سر فرود آوردن در برابرِ تک‌تکِ رنج‌هایی که کشیده‌ام... شاید من انتخاب شده‌ام تا چیزی بس شگفت‌انگیزتر به تو بیاموزم؛ معنای اندوه و زیباییِ آن‌را.

دوستِ مهربانت اُسکار وایلد 

 

اُسکار وایلد؛ از اعماق: نامه‌ای از زندان به لُرد آلفرد داگلاس؛ ترجمه‌ی مریم امینی؛ نشرِ مرکز، بهارِ ١٣٨٨

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۸:٥٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۸ دی ۱۳٩۱