شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

هر شب ــ شعری از یوسف الصائغ

 

 


هر شب که می‌روم خانه

غم پالتوی زمستانی‌اش را تن می‌کند

سایه به سایه‌ام می‌آید

هر قدمی که برمی‌دارم

برمی‌دارد

هر جا که می‌نشینم

می‌نشیند

هر اشکی که می‌ریزم

می‌ریزد.

 

شب به نیمه که می‌رسد

خسته می‌شویم

غم بلند می‌شود از جا

می‌رود آشپزخانه و

یخچال را باز می‌کند

گوشتی مانده را برمی‌دارد و

سرگرمِ آشپزی می‌شود.

 

ترجمه‌ی محسن آزرم

عکس‌های فیلمِ اَمِلی؛ ساخته‌ی ژان‌پی‌یر ژُنه

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ بهمن ۱۳٩۱
برچسب‌ها : شعر ، ترجمه ، یوسف الصائغ