شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

چیزی به ساعتِ هشتِ صبح نمانده بود...

 

 

 

قهرمانِ ما فریادی کشید و سرش را در دو دست گرفت... افسوس، این همان چیزی بود که او از مدّت‌ها پیش احساس کرده بود.

 

آخرین سطرهای رمانِ همزاد: شعری پترزبورگی؛ نوشته‌ی فیودور داستایفسکی؛ ترجمه‌ی سروش حبیبی؛ نشرِ ماهی؛ زمستانِ ١٣٩١   

نامِ عکس مسافران است؛ کارِ دیوید براین.

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ بهمن ۱۳٩۱