شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

فیلم‌های روزِ هشتمِ جشنواره

 

 

 

کلاسِ هنرپیشگی (علیرضا داوودنژاد)

یک فیلمِ خانوادگیِ دیگر از داوودنژاد، این‌بار در مُتل قو. وقتی زندگی به فیلم تبدیل می‌شود، یا وقتی صحنه‌ی فیلم همان پشتِ صحنه است. فیلم‌سازیِ خانوادگی حالا دیگر به یکی تجربه‌ها یا سرگرمی‌های گاه و بی‌گاهِ داوودنژاد تبدیل شده و بعضی از این فیلم‌های خانوادگی اتّفاقاً بهترین فیلم‌های کارنامه‌ی او در این سال‌ها هستند. این‌بار از اوّل تأکید می‌شود که آن‌چه پیش روی تماشاگر است، چیزی جز فیلم نیست و اعضای خانواده نقشِ خودشان یا نقشی شبیه خودشان را بازی می‌کنند. یک داستانِ کاملاً خانوادگی و ادای دینی به سینما. نتیجه‌ی کار؟ باید دید.

 

 

 

تاج‌محل (دانش اِقباشاوی)

فیلمی در آبادانِ این سال‌ها که شبیه فیلم‌های معمول و متداول نیست. نکته‌ی اساسیِ تاج‌محل این است که هرچند داستانش در آبادان اتّفاق می‌افتد امّا صرفاً فیلمی برای آبادانی‌ها نیست. شهر جذّاب‌تر از آن چیزی‌ست که خیال می‌کنیم و مرد و زنِ اصلیِ فیلم آن‌قدر خوبند که یک ساعت و نیم تماشاگر را روی صندلی نگه دارند. فیلمی جمع‌وجور، بی‌نهایت کم‌هزینه، جذّاب و اندکی تلخ درباره‌ی مصیبتی به‌نامِ زیستن و همه‌ی حاشیه‌هایی که زندگی را به کامِ آدم تلخ می‌کنند. با این‌همه پایانِ فیلم امیدوارانه است و دل به آینده خوش می‌کند. نتیجه‌ی کار؟ باید دید.

 

 

استرداد (علی غفّاری)

فیلمی فاخر با بودجه‌ای بسیار و امکاناتِ بسیار درباره‌ی بخشی از تاریخِ (تقریباً) معاصر. فیلمی تاریخی درباره‌ی شمش‌های طلایی که اتحّاد جماهیرِ شوروی می‌بایست به‌ازای غرامت به ایران می‌پرداخت. یک داستانِ معمّایی/ جاسوسی با بازیگرانِ ایرانی و روس که بیش‌تر شبیه فیلم‌های تلویزیونیِ عصرِ جمعه ا‌ست. نمایی در فیلم هست که استالین سیگارِ به لب از جا برمی‌خیزد و پیش می‌آید و شباهتِ بازیگر به استالین آن‌قدر کم است که می‌شود پیشِ خود فکر کرد واقعاً چه نیازی به این کار بوده؟ نتیجه‌ی کار؟ به دیدنش نمی‌ارزد.

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ بهمن ۱۳٩۱