شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

فیلم‌های روزِ نهمِ جشنواره

 

 

فرزندِ چهارم (وحید موسائیان)

فیلمی فاخر با بودجه‌ای بسیار و امکاناتِ بسیار درباره‌ی فعّالیت‌های بشردوستانه و صلح‌طلبانه‌ی هلال احمرِ ایران در افریقا. یک بازیگرِ زنِ سینما به دلایلِ شخصی دست از بازی برداشته و دنیای عکّاسی را انتخاب کرده. مدیرِ کارخانه‌ی تولیدِ کفش در آستانه‌ی ورشکستگی‌ست. هردو به سومالی سفر می‌کنند تا کاری برای مردمانِ فقیرِ افریقا بکنند. برای‌شان کفش می‌بَرَند و برنج و خورشِ قیمه با سیب‌زمینی و لیمو عمّانیِ فراوان می‌پزند و عکّاسِ سابقاً بازیگر از پشتِ شیشه‌ی ماشین مدام عکس می‌گیرد و با این‌که دوربین مجهّز به لنز است تا جایی که می‌شود به سوژه نزدیک می‌شود. نتیجه‌ی کار؟ به دیدنش نمی‌ارزد.

 

 

 

سربه‌مُهر (هادی مقدّم‌دوست)

اوّلین ساخته‌ی فیلم‌نامه‌نویسِ جوانِ سینمای ایران قرار بوده کُمدی‌ای باشد درباره‌ی وضعیتِ دخترِ وبلاگ‌نویسی که از سنّ ازدواجش گذشته و شغلی هم ندارد و حالا به این نتیجه می‌رسد که شاید اگر نماز بخواند و دعا کند خدا هم آرزویش را برآورده کند. بعدِ یکی دو نماز و دعا به شیوه‌ی کاملاً مخفی، هم کار پیدا می‌شود هم خواستگار و مسأله این است که رئیس همان خواستگار است و دختر نمی‌تواند‌ به‌سادگی برایش توضیح بدهد که تازگی‌ها نمازخوان شده. این ظاهراً همان رازِ سربه‌مُهری‌ست که چیزی نمانده آینده‌ی دختر را خراب کند. بازیِ لیلا حاتمی مثلِ بیش‌ترِ فیلم‌هاش دیدنی‌ست. نتیجه‌ی کار؟ به دیدنش می‌ارزد.

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٠ بهمن ۱۳٩۱