شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

گزارش اقليت


گزارش اقليت دقيقا همان فيلمي است كه مي توان شيوه ي اسپيلبرگ را در آن ديد و از آن لذت برد . همه چيز ؛ از انتخاب داستان ( داستان را تام كروز پيشنهاد داد ) گرفته تا انتخاب بازيگر و شيوه ي تقطيع و قاب بندي ها و حتا تلخي يي كه اين چند سال جزو فيلم هاي اسپيلبرگ بوده
در گزارش اقليت به اوج خودش رسيده و حتا داستان اخلاقي او ( داستان فيلم هاي اسپيلبرگ عمدتا اخلاقي است ) اين بار جذابيت بيشتري دارد و اسپيلبرگ وار است ؛ نه مانند هوش مصنوعي كه همه چيزش كوبريكي بود. ( من البته شيفته ي آن فيلم هستم ) داستان تخيلي فيلم ؛ زمان دارد و مانند هوش مصنوعي در زمان نامعلوم نمي گذرد .
از يك منظر ما با يك فيلم‌ نوآر رو به رو هستيم ( شايد مثل بليد رانر ) چرا كه داريم داستان يك كارآگاه را مي بينيم كه مي خواهد بي گناهي خود را ثابت كند و از سوي ديگر دوست دارد ببيند مي تواند باسيستمي كه خودش جزو پايه گذاران آن است مقابله كند يا نه. در داستان هاي كارآگاهي ( و فيلم نوآرها ) مضمون هاي هستي شناسانه و اگزيستانسياليستي به شدت ديده مي شود . اصلا به نظر مي رسد رفتن به سوي مسايل كارآگاهي مستلزم شناخت اين فلسفه است. كارآگاه اندرتن خوب مي داند كه بي گناه است اما نمي داند كه اين بي گناهي را چگونه بايد به اثبات برساند.اصلي ترين چيزي فيلم در خودش دارد يك نگاه سياه و بدبينانه به آينده است . اين كه آدم ها چيزهايي را مي سازند كه به ضررشان تمام مي شود و اين يك جورهايي زير سؤال بردن علم است .

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸۱
برچسب‌ها :