شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

پايان هاليوودي ...


لابد شنيده ييد كه بعضي ها دفترچه يي دارند و حرف هايي را كه فكر مي كنند بدرد خور ست و يك جايي به كار مي آيد و مي شود درباره ش فكر كرد را توي ش مي نويسند . من از اين دفترچه ها ندارم ، اما هرجا از اين حرف هاي بدرد خور مي بينم حفظ ش مي كنم . يكي چيزي مثل اين كه « آدم براي ماجراهاي عاشقانه هيچ وقت زيادي پير نيست » . اين حرف را « اينگريد برگمن » خيلي سال پيش زده ، اما مثل خيلي حرف هاي بدرد خور ديگر تاريخ مصرف ندارد و عمرش تا ابد ست . راجع به اين جمله خيلي فكر كردم و توي يك دوره يي حتا سعي كردم نوشته هاي م را با اين حرف شروع كنم . هر دفعه اما يك چيزي مي شد كه پشيمان مي شدم و اين جمله مي ماند سر جاي ش . اين جمله امشب در مسير تئاتر شهر تا ميدان ولي عصر شد ورد زبان م . كسي نبود كه بخواهم جمله را براي ش تكرار كنم ؛ حتا آن هايي كه تلفن زدند و حرف زديم اين جمله را نشنيدند . نمي دانم « آني هال » ( يكي از بهترين فيلم هاي وودي الن ) را ديده ييد يا نه ، اما آن جا هم « الوي » و هم « آني » وقتي با هم حرف مي زنند زيرنويس هايي به ما مي گويد كه فكرشان با حرف شان فرق دارد . يك چيزي در اين مايه ها كه مثلا داريد با دختر خوش بر و رويي درباره ي آخرين ساخته ي «مارتين اسكورسيزي » بحث مي كنيد و فكرتان اين باشد كه دخترك چه بر و روي خوبي دارد و كاش بشود شماره يي رد و بدل كرد . قضيه ي امشب هم همين بود . سه چاهار تلفن بدون اين كه آن ها بفهمند آدم براي ماجراهاي عاشقانه هيچ وقت زيادي پير نيست . خلاصه مكالمه هاي سختي بود چون نزديك بود وسط صحبت راجع به « جاده يي به سوي پرديشن » ( كار : سم منديز ) جمله ي « برگمن » را بگويم . فكر مي كنيد اين جور مواقع نتيجه ي كار چه مي شود ؟ حتما بستگي دارد به طرف مقابل و كاش اين طرف يكي باشد مثل « ادري هپبرن » در « معما » ( كار : استنلي دانن ) تا همه چيز به خير و خوشي تمام شود و در واقع تازه شروع شود . اين هم يك مزيت ديگر پايان هاليوودي ...
  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٦ دی ۱۳۸۱
برچسب‌ها :