شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

گاهی از پا که می‌افتی ــــ بُریده‌ای از یک شعرِ یانیس ریتسوس

 


 

راه چه طولانی بود ـــ

از پا افتادم.

گاهی از پا که می‌افتی

تن می‌دهی به خستگی.

می‌ایستی و می‌گویی: رسیدم. ــ کجا رسیدی؟

می‌گویی: فهمیدم. ــ  چه را فهمیدی؟ ــ خب، بله، شاید این‌را فهمیدی

که هیچ‌کس هیچ‌وقت به هیچ‌جا نمی‌رسد. حقیقت این است.

ولی حقیقت را نمی‌گویی. در جیب‌ِ پالتو مخفی‌اش می‌کنی:

کنارِ دستت، کنارِ سکوتت، کنارِ خستگی‌ات.

 

ترجمه‌ی محسن آزرم

عکس‌های فیلمِ جوانی بدونِ جوانی؛ ساخته‌ی فرانسیس فورد کاپولا براساسِ رمانی نوشته‌ی میرچا اِلیاده

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱٢:۱٢ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٧ فروردین ۱۳٩٢
برچسب‌ها : یانیس ریتسوس ، شعر ، ترجمه