شُمال از شُمالِ غربی

سینما و ادبیات ـ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

خارش هفت ساله ...


« خارش هفت ساله » ( كار : بيلي وايلدر ) يكي از آن كارهاي منحصر به فردي ست كه زير سايه ي بعضي فيلم هاي ديگر « وايلدر » مثل « بعضيا داغشو دوست دارن » و « ايرما خوشگله » يك جورهايي ناديده گرفته مي شود . بايد فيلم را ببينيد تا بفهميد با چه فيلم جمع و جور و خوبي طرف هستيد . اين جور كه مي گويند « خارش هفت ساله » از روي يك نمايش نامه برداشت شده و خب فيلم هم يك جورهايي شكل و شمايل تئاتري دارد اما در كنار اين شمايل چيزهاي منحصر به فردي دارد كه نمي شود ازشان چشم پوشيد و نديدشان . يكي از اين چيزها لابد طرح داستاني درخشان آن ست كه يك مرد اهل منهتن طبق يك سنت قديمي در فصل گرما زن و بچه ش را مي فرستد به ييلاق و خودش مي ماند تا كار كند و پول درآورد . اين وسط او تصميم مي گيرد مثل مردهاي ديگر نباشد كه در غياب زن شان مي روند پي يللي تللي .همان موقع او مي فهمد مردها هفت سال بعد ار عروسي خارش هفت ساله مي گيرند و مي روند دنبال زن هاي ديگر . او هم تصميم مي گيرد كه اين جوري نباشد . اما يك مشكل هم هست كه اين مرد خانواده دوست با آن رو به رو مي شود : خيلي سخت ست كه آدم بخواهد خودش را نگه دارد و آدم خوبي باشد و همسايه ش هم دختري مثل « مريلين مونرو » باشد . در واقع يك جورهايي غير ممكن ست . آدم اين داستان هم كم كم مي رود جلو و در نهايت آدم خوب و وفاداري باقي مي ماند . جز اين البته ديالوگ هاي درخشان فيلم هم آدم را حسابي سر حال مي آورند . يك جايي از فيلم اين مرد وفادار مي گويد : « زير اين پوشش نازك تمدن همه ي ما آدم هاي وحشي يي هستيم » و خب با كمال تاسف با يد بگوييم حق با اوست .
اگر جزو آدم هايي هستيد كه به خيال پردازي و اين حرف ها اعتقاد داريد يا دست كم از اين حرف ها خوش تان مي آيد حتما « خارش هفت ساله » را تماشا كنيد . دنياي شگفت انگيز و خوشگلي ست . باور كنيد !

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ٤:٥٠ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ دی ۱۳۸۱
برچسب‌ها :