شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

تاریخِ شخصیِ کایتانا

 

 

 

فرقِ کوچکی بینِ کایتانا و دیگران هست: قوّه‌ی تخیّلی که انگار مهم‌ترین راهنمای او برای سر درآوردن از دنیا و آدم‌هاست؛ تخیّلی که مرزِ باریکِ تاریخ و افسانه‌ی پریان را برمی‌دارد و همه‌چیز را باشکوه‌تر و جذّاب‌تر می‌کند. این‌جاست که می‌شود کتابِ فایده‌ی افسون و جادوی برونو بتلهایم را به یاد آورد؛ این‌که کودکان به‌واسطه‌ی افسانه‌‌های پریان می‌فهمند در زندگی مشکلات بی‌امانی هست که نمی‌توان با آن‌ها روبه‌رو نشد و چاره این است که در برابر همه‌ی این ناملایمات بایستیم و مطمئن باشیم همه‌ی موانع برداشته می‌شوند.

زندگیِ کایتانا سرشار از موانعی‌ست که انگار هر تازه‌واردی با گفتنِ جمله‌ای یا انجامِ کاری پیشِ پای دیگران می‌گذارد. این است که کایتانا با مشاهده‌ی بی‌اعتناییِ مادری که زندگیِ تازه‌ای را شروع کرده و سرخوشیِ پدری که قیدِ زندگیِ معمول را زده، چاره‌ای جز پناه بردن به تاریخ و روایتِ افسانه‌وارِ قهرمان‌های تاریخ ندارد.

به‌واسطه‌ی همین روایت‌هاست که کایتانا می‌فهمد چیزهایی مثل مرگ و پیری و پیروزی و شکست وجود دارند و درعین‌حال از چیزی به‌نامِ رذیلت سر درمی‌آورد که درست مثل فضیلت نقشِ پُررنگی در سرنوشتِ آدم‌ها دارد. افسانه‌‌های پریان کاملاً قطبی‌اند و بدکارِ همیشه بازنده است، امّا چیزی که باعث مسرّت و شادیِ کودک می‌شود، فراتر از پیروزیِ فضیلت بر رذیلت است؛ کودک شیفته‌ی قهرمان(های) اصلی‌‌ست و خیال می‌کند به‌واسطه‌ی کمکِ اوست که آن‌ها پیروز شده‌اند. پاسخِ همه‌ی پرسش‌های کایتانا در تاریخ است؛ تاریخِ شخصیِ او و قهرمان‌هایی که تصویرشان از کتاب‌ها قیچی می‌شود تا در کتابِ تاریخِ شخصیِ کایتانا به حیات‌شان ادامه دهند.

بینِ کتاب و سرگذشتِ مردمانش با آن‌چه معلّم‌ها در کلاس می‌گویند فرقِ زیادی هست‌ و شاید اگر کایتانا خبر نمی‌شد که قرار است صاحبِ برادری کوچک‌تر از خودش شود دنیای کوچکش ناگهان دست‌خوشِ تغییراتِ بزرگ نمی‌شد. نیّت‌های بدی که در سر می‌پروراند، به خیالِ خودش، راهی‌ست برای مساعد کردنِ اوضاع و احوال و وقتی می‌فهمد در افسانه‌ها بدکار همیشه بازنده است، مسیر را تغییر می‌دهد تا زندگی هم مطابقِ افسانه‌ها پیش برود و فضیلت از نو بر رذیلت پیروز شود.

نیّت‌های بد؛ ساخته‌ی روساریو گارسیا مونترو

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ مهر ۱۳٩٢