شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

La Nuit

 
 
 
شب چه ارتفاعِ غریبی دارد این‌جا که ایستاده‌ایم. آفتاب که نیست. ساعت‌هاست. چراغ هست. خیابان بدونِ چراغ ممکن نیست. مثلِ آدمی که بدونِ شب ممکن نیست.
  
ــ چرا کنار نیامد؟
 
کمک نمی‌کند این رفتن. شک می‌کند به رفتن. می‌ایستد. شروع می‌کند. تمام نمی‌شود. صاعقه می‌شود. می‌سوزد. می‌سوزاند. رها نمی‌شود از تن. از ماندن.  ایستادن. شروع می‌کند به رفتن.
 
ــ چرا کنار نیامد؟
 
از کجا به این‌جا رسیده صدایش؟
 
ــ همیشه که شب نیست. 
ــ روز هم شب است. 
ــ مثلِ قدم زدن در پیاده‌رو؟
ــ پیاده‌رو هم شب است.
 
می‌بینی؟
 
ــ چیزی برای شنیدن نیست؟
ــ همین کلمات.
 
چه‌کسی گفته بود از شب؟ سه بار. با صدای بلند. شب چه ارتفاعِ غریبی دارد. می‌گویم شب. می‌گوید شب. صدا می‌کنم شب. جواب می‌دهد شب. سکوت می‌کنم شب. سکوت می‌کند شب.
 
ــ شب که تمامی ندارد.
ــ هنوز بیداری؟
ــ خواب که نداریم.
ــ چرا کنار نیامد؟ 
  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ آبان ۱۳٩٢