شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

قضيه ی نقد فيلم


بهروز افخمي چندسالي پيش از اين در يادداشتي به نام قبض دايمي و بسط ناپذير نقد فيلم ادعا كرد در هيچ جاي دنيا مردم ( يعني تماشاگران واقعي سينما ) كاري به كار منتقدان سينما ندارند و حرف آن ها را گوش نمي دهند . چندسالي بايد مي گذشت تا اين حرف جدي گرفته شود و همه دنباله اش را بگيرند . منتقدان امريكايي هم در آن سوي آب ها دارند دنبال چاره مي گردند . پس قضيه اصلا شوخي نيست . سال ها قبل برنامه ي تلويزيوني سيسكل و ابرت و فيلم ها مي توانست تا حدودي مردم امريكا را متقاعد كند كه به ديدن كدام فيلم بروند و از كدام يكي صرفنظر كنند .مساله ي مهم در برنامه ي آن ها اين بود كه امپراتوران رم ( به قول ريچارد كورليس ) فيلم ها را ارزشگذاري مي كردند . ابرت اين روزها اين بازي دوست داشتني را در ستون روزنامه اش ادامه مي دهد . اما ارزشگذاري و اصلا نقد فيلم در امريكا ( مركز سينما‌ ) دارد كمرنگ مي شود و منتقدان علت اش را در ضدنقد بودن فيلم ها جست و جو مي كنند . عمده ي فيلم هاي جديد هاليوود به نقد در نمي آيند و در نبود فيلم هاي خوب ، از نقدهاي خوب هم خبري نيست و به همين دليل ريويو نويسي طرفداران بيشتري پيدا كرده ، چرا كه بيشتر حول خط داستاني فيلم مي چرخد و نوشتن اش هم ساده تر است . يكي دوسال پيش ، ريچارد شيكل ‌‌نويسنده ي سرسخت مجله ي تايم توضيح داد كه ترجيح مي دهد ريويو بنويسد چون فيلم هاي جديد آن قدر يك شكل و ضد نقد هستند كه ريويوي منتقدان حرفه اي هم يك شكل شده است . راست اين است كه ريويوي نيويورك تايمز با لس آنجلس تايمز و شيكاگو تريبون ندارد و حقيقتا انتخاب يكي از آن ها براي خواندن دشوار است .
با همه ي اين ها ، بايد فكري كرد و دنبال راه چاره گشت . حدودا ده سال پيش ريچارد كورليس (سردبير سابق دوماهنامه ي فيلم كامنت و نويسنده ي فعلي مجله ي تايم ) مطلبي براي فيلم كامنت نوشت و تو ضيح داد كه :‌‌ براي درک سينما هنوز به كلمه نياز است !

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ امرداد ۱۳۸۱
برچسب‌ها :