شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

يك تكه از كوكائين ...


اين تكه يي ست و در واقع برشي ست از رمان « كوكائين » ، رمان حيرت انگيز « پيتي گريلي » كه سال ها پيش ( دقيق ش را اگر بخواهيد : 1352 ) وسيله ي « رضاسيد حسيني >» ترجمه شده . اگر كتاب را پيدا كرديد حتما بخوانيد ؛ اگر بلعيديد هم ايرادي ندارد . كتاب را « امير قادري » قرض داده كه بخوانم . تمام كه شد حتما بيش تر مي نويسم . حالا بخوانيد اين تكه ي درخشان را :
« ... زن ها اصلا اين طورند . كسي را كه دوست شان دارد رد مي كنند اما در عوض روزي خودشان را به يكي ديگر كه لايق شان نيست تسليم مي كنند . »
« لياقت ؟ چه حرف ها مي زنيد ! ما زن ها خودمان را به عنوان پاداش لياقت به كسي تقديم نمي كنيم . ما كه جايزه نيستيم . خودمان را تسليم مي كنيم چون كه چنين ايجاب مي كند . »   
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ق.ظ روز جمعه ٢٥ بهمن ۱۳۸۱
برچسب‌ها :