شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

خاطرات خانوادگی


 

ـــ هشدار: بخش‌‌هایی از داستانِ فیلم در این یادداشت لو می‌رود. مراقب باشید! ـــ

 

اصلاً قرار نیست با دیدن نجات آقای بنکس شگفت‌زده شوید؛ قرار هم نیست فیلمی ببینید که شکل تازه‌ای برای داستان‌گویی پیدا کرده ؛ قرار است فیلمی ببینید که واقعاً سرگرم‌تان می‌کند و حوصله‌تان را سر نمی‌برد و البته داستان جذابش درباره‌ی آدم‌هایی واقعی است که لابد یکی از آن‌ها را خوب می‌شناسید؛ والت دیزنی‌ای که همه‌ی دنیا آرزو می‌کنند مهمانش باشند و داستان‌شان را به او بسپرند که براساسش فیلم بسازد.

ولی اصلاً عجیب نیست اگر پاملا تراورس را نشناسید؛ زن میان‌سال آداب‌دان و وسواسی و نکته‌سنج وکمی غرغرو و البته گوشه‌گیری که با دیدنش اصلاً خیال نمی‌کنید مری پاپینز را نوشته؛ داستانِ زنِ چتربه‌دستی که بچه‌ها و بزرگ‌ترها با خواندنش غش‌غش می‌خندند و در چهار گوشه‌ی دنیا خواننده دارد.

نجات آقای بنکس داستان ساخته‌شدن فیلم مشهور و محبوب مری پاپینز است و لابد از صفت‌هایی که برای پاملا تراورس نوشته‌ایم معلوم است که همکاری با او نباید کار ساده‌ای باشد؛ به‌خصوص وقتی با صدای بلند اعلام می‌کند که از انیمیشن بدش می‌آید و دوست ندارد مری پاپینز را موزیکال بسازند و هر روز هم عیب و ایرادهای فیلم‌نامه را پیدا می‌کند و هربار ناامیدتر از قبل به فکر می‌افتد که باید قیدِ فیلم‌شدن مری پاپینزرا بزند و به خانه برگردد.

چیزی که والت دیزنی و هم‌کارانش نمی‌دانند این است که مری پاپینز برای پاملا تراورس داستانی شخصی است؛ شخصی‌تر از آن‌که بتواند با دیگران قسمتش کند و بخش اعظم داستان از کیفیت رابطه‌ی او با پدرش می‌آید؛ پدر از دست رفته‌ای که دخترکش را داستان‌گو تربیت کرده و همیشه تشویقش می‌کرده که داستان بگوید و خیال ببافد؛ به این امید که داستان همیشه بر واقعیت پیروز شود و تلخی حقیقت در برابر شیرینی داستان کم شود و اصلاً اسم آقای بنکس اشاره‌ای است به شغل پدرِ پاملا که در بانک کار می‌کرده.

وقتی همه‌چیز خراب می‌شود و پاملا تراورس به خانه‌ی خودش برمی‌گردد تا در چهاردیواریِ خودش غصّه‌ی روزهای گذشته را بخورد والت دیزنی هم شال‌وکلاه می‌کند و مهمانِ ناخوانده‌ی خانه‌ی او می‌شود تا حقایقی را درباره‌ی روزهای سخت کودکی‌اش به او بگوید؛ حقایقی که ظاهراً هیچ‌کدام از عشّاقِ کارخانه‌ی رؤیاسازی‌اش علاقه‌ای به آن نشان نمی‌دهند و حرف‌زدن از این چیزها کافی است تا اوضاع به حالت عادی برگردد و اجازه‌ی ساخت مری پاپینز صادر شود؛ داستانِ آدم‌بزرگی که دنیای بچّه‌ها را ترجیح می‌دهد؛ درست مثلِ پاملا تراورس و والت دیزنی که ظاهراً هیچ شباهتی به‌هم ندارند ولی آرزوهای‌شان ریشه در چیزی مشترک دارد؛ شادیِ کودکیِ ازدست‌رفته.

نجاتِ آقای بنکس، ساخته‌ی جان لی هنکاک

 

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٥:٠٠ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٧ امرداد ۱۳٩۳