شُمال از شُمالِ غربی

سینما و ادبیات ـ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

مردی که در آینه به خودش نزدیک‌تر است


 

تراویس بیکلِ ۲۶ ساله یک منزویِ تمام‌عیار است که به‌قولِ پُل شریدر آدم می‌تواند تنهایی، پوچی و فرسودگی را در صورتش ببیند؛ سرباز از جنگِ ویتنام برگشته‌ای که آینه‌ها همیشه تنهایی‌ و پوچی و فرسودگی‌اش را مثل مشتی محکم توی صورتش می‌کوبند و فرقی هم نمی‌کند که آینه‌های تاکسی‌ای باشند که شب‌ها پشتِ فرمانش می‌نشیند و شهر را زیرِ پا می‌گذارد و با دیدنِ شهر و مردمی که در رفت‌وآمدند به این فکر می‌کند که «یه‌ روزاصلا یه بارونِ واقعی می‌آد و همه‌ی این اراذل و بی‌سَروپاها رو از خیابون‌ها می‌شوره و می‌بره.»

یا آینه‌‌ی دیواری‌ای که در اتاقش دارد. همه‌ی این‌ چیزها برای تراویسی که تماشاگر است معنا دارد؛ تراویسی که وقتی تک‌وتنها در تاکسی‌اش نشسته در آینه‌ی بغل‌اش سواری‌ها و عابرانِ پیاده را تماشا می‌کند و برای خودش خیال می‌بافد؛ مثل وقت‌هایی که روی صندلی سینما لم می‌دهد و روبه‌رو را می‌بیند.

آینه‌های تاکسیِ تراویس بازتابی از دنیای واقعی‌ست؛ چیزهای زیادی را در این آینه می‌بیند بی این‌که خودش در آینه پیدا باشد و این چیزها به چشمِ تراویس همان آشغال‌ها و آدم‌های بی‌سروپایی‌ست که باران آن‌ها را از پیاده‌روها می‌شوید و پاک می‌کند؛ آدم‌هایی که روی صندلی عقب می‌نشینند و از کشتنِ همسرشان می‌گویند؛ آدم‌هایی که در خیابان راه می‌روند و به فکرِ کلاه‌ گذاشتنِ روی سر دیگران‌اند.

دنیای واقعی ظاهراً همین است که تراویس می‌بیند ولی چه می‌شود اگر دنیا شبیه آینه‌ای باشد که تراویس در اتاقش دارد؟ آینه‌ای که فقط تراویس بیکل را نشان می‌دهد؛ این ۲۶ ساله‌ی منزویِ تمام‌عیار را که وقتی با خودش حرف می‌زند سؤال می‌کند «داری با من حرف می‌زنی؟» و بااین‌که مثلِ هر آدمِ دیگری بدش نمی‌آید زندگی‌اش را تغییر دهد،مثل روز برایش روشن است که نمی‌شود این تنهایی را با هر کسی قسمت کرد.

تراویس بیکل مالکِ تنهایی خود است و تنهایی‌اش نتیجه‌ی دل‌واپسی‌اش؛ می‌ترسد به آن‌چه دوست دارد نرسد و می‌داند گفتنِ این حرف‌ها به دیگران فایده‌ای ندارد. فقط یک نفر است که حرفش را می‌فهمد و آن‌یکی هم خودش است در آینه؛ تراویس بیکلی که دارد آماده‌ی مبارزه‌ی بزرگ می‌شود.   

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ٥:٠٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۸ امرداد ۱۳٩۳