شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

La Vie

 

دَم‌دَمای صبح بود. سردرد کم شده بود. خواب داشت دوباره از راه می‌رسید. تنها نورِ اتاق همین کتاب بود که ورق می‌زدم:

سیبی

از پنجره‌ی قطار

بیرون افتاد

کودکی گریست

قرص‌ اثر کرده بود. کتاب را بستم. دَم‌دَمای صبح بود که خوابیدم.

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ۸ شهریور ۱۳٩۳
برچسب‌ها : روزمرّگی‌ها