شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

عزا عظمتی دارد و درد هم ارزشی

اگر به ما بگویند زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کنیم زمانه‌ای استثنایی‌ست این‌را با میل قبول می‌کنیم و بدان دل خوش می‌داریم؛ چون هیچ‌گاه اندازه‌ی این بی‌تفاوتی و شدّتِ درد و فریاد و فغان این دردکشان چنان عظیم نبوده است. هرگز تا این حد عزرائیل دست‌کم گرفته نمی‌شده است و این دست‌کم گرفتن‌ها کشتارِ فردا را موردِ تأیید قرار می‌دهد. فردا با مرگ با یک شانه بالا انداختن برخورد خواهد شد؛ حتّا امروز هم حاضر خواهند بود آن‌را پذیرا شوند.

عزا عظمتی دارد که به درد به‌هیچ‌روی با آن برابری نتواند کرد. رفتار انسان‌ها در برابر مرگ با خمیازه کشیدنی همراه است، شخص فریبِ این‌را می‌خورد که قدرت‌هایی که فاجعه آفریدند دیگر وجودِ خارجی ندارند و می‌توان با انتخاب یک سیستم دولتی دیگر آنان را مهار کرد و با تشکیل کمیسیون‌هایی تحت کنترل درآورد و بالأخره روزی نطفه‌ی فاجعه‌آفرینان نابود شده و زشتیِ این فریب برملا خواهد شد. امّا چنان‌چه در جامعه‌ی ما برای مرگِ یک نفر کم‌ترین ارزشی قائل نشوند فاجعه‌آفرینان به هدفِ خود نائل آمده‌اند.

عزا عظمتی دارد و درد هم ارزشی.

هاینریش بُل. از مقاله‌ی روزِ یادبودِ قهرمانان. کتابِ به‌یادِ هاینریش بُل. گردآوری و ترجمه‌ی بیژن قدیمی. انتشاراتِ نگاه. ۱۳۶۴. صفحه‌‌های ۴۵ تا ۴۶.

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳ شهریور ۱۳٩۳