شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

طعم تلخ ...


• ايت مايل
«ايت مايل» به چند دليل فيلمي بود كه خيلي ها انتظارش را مي كشيدند، اول اين كه ستاره ي موسيقي رپ «امينم» در آن بازي مي كرد، دوم اين كه فيلم درباره ي زندگي يك ستاره ي رپ بود كه مي خواست ثابت كند چيزي از سياه ها كم ندارد و سوم «كرتيس هنسن» كارگردان خوش قريحه يي كه «محرمانه لس آنجلس» و «اعجوبه ها»يش (با موسيقي جادويي باب ديلن) ما را ذوق زده كرده بود. به همين دلايل چشم به راه «ايت مايل» مانديم. نام فيلم به محدوده يي برمي گشت كه آن ستاره در آن زندگي مي كرد و در عين حال به قول كارگردانش همان حد و حدودي بود كه آدم ها براي خودشان متصور مي شوند، يك جور حد و مرز ذهني كه حتا آدم ها را از هم جدا مي كند. «ايت مايل» بدون موسيقي هاي سراسر اعتراض «امينم» اصلا به يادماندني نخواهد بود. . .

• بولينگ براي كلمباين
«بولينگ براي كلمباين» را بار اول در جشنواره ي كن 2002 شناختيم. جذاب تر از نام فيلم اما «مايكل مور» بود. مرد چاق و گنده يي كه مي كوشيد خود را انديشمند نشان دهد. آقاي كارگردان چه در ايام كن و چه پس از آن بارها «جورج بوش» و سياست هاي او را زير سوال برد. او در فيلم اش هم كه مستندي جذاب و ديدني است فاتحه ي آمريكا را رسما مي خواند. خشونتي كه او نشان مي دهد و سرچشمه هايي كه دنبال شان مي گردد گسترده تر از آن است كه با يك فيلم پرونده اش ختم شود. فيلم «مور» فقط تذكري بود كه يادمان نرود آمريكايي ها چه قدر خشن و بي روح اند. . .

• بي خوابي
«بي خوابي» به يك معنا شگفتي سال بود. دوست داران فيلم نوآر سال ها بود كه حسرت به دل مانده بودند تا يك كارگردان فيلمي كلاسيك بسازد. براي خيلي ها اداي دين هاي كارگردان هاي ديگر و تغييراتي كه در ساختمان نوآر مي دادند قابل درك نبود، اين شد كه «بي خوابي» كار سوم «كريستوفر نولان» به مذاق همه خوش آمد و از ديدن اش كسي ناراضي برنگشت. داستان موش و گربه فيلم جاهايي آن قدر نفس گير مي شد كه تماشاگر از جا تكان نمي خورد. اين فيلم كلاسيك درباره ي تقاص پس دادن، واجد همه ي آن چيزهايي بود كه تماشاگران حرفه اي مي خواستند. طعم تلخ مرگ كارآگاه دورمر هنوز زير دندان مان مانده است. . .
  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ فروردین ۱۳۸٢
برچسب‌ها :