شُمال از شُمالِ غربی

سینما و ادبیات ـ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

نفرين ابدي بر خواننده ي اين برگ ها


اين يادداشت درباره ي رماني است به نام « نفرين ابدي بر خواننده ي اين برگ ها » كه « احمد گلشيري » آن را به فارسي ترجمه كرده و « نشر آفرينگان » منتشرش كرده است . اگر شما به گفت و گو نويسي علاقه داريد حتما اين كتاب را بخوانيد .

×××


« مانويل پوييگ » فقيد در چينه چيتا ( سينه سيتا ) ي ايتاليا درس سينما خواند ، اما تا آن جا كه خبر داريم فيلمي نساخت .بنابراين به نظر مي رسد درس هايي را كه او در سينما آموخت وارد رمان هايش كرد . از ميان رمان هايش هم تا آن جا كه خبر داريم فقط « نفرين ابدي بر خواننده ي اين برگ ها » به فارسي ترجمه شده است . اطلاعاتي هم كه هر ازگاهي در مقالات مربوط به پسامدرنيسم در ادبيات ديده مي شود ، تاكيد مي كنند كه رمان هاي او پسامدرن هستند . اما عجالتا ما در اين يادداشت كاري به اين مقولات نداريم .
مي دانيم فيلم نامه در سينما دو جزء دارد كه گفت و گو ( ديالوگ ) يكي از آن دو و شايد مهم ترين آن هاست . اين كه گفت و گو چنان منزلتي دارد به دلايلي بازمي گردد كه به آن ها هم خواهيم رسيد . گفت و گو خط داستان را پيش مي برد ، ابعادي از شخصيت ها را معرفي مي كند ، ريزه كاري هاي حوادث گذشته را شرح مي دهد ، حال و هواي داستان را تعيين مي كند و بايد متناسب با موقعيتي باشد كه شخصيت ها در آن قرار دارند . در « نفرين ابدي بر خواننده ي اين برگ ها » كنش شخصيت ها نيست كه آن ها را معرفي مي كند . از سوي ديگر بيان افكار « آقاي راميرز » يا « لري » و حتا گذشته ي اين دو به مدد گفت و گو پيش مي رود و از آن جا كه در درس هاي فيلم نامه نويسي بهترين گفت و گو ، گفت و گوي رودررو است ، سراسر رمان اين گونه پيش مي رود . به اين تكه دقت كنيد : ـ اين جا كجاست ؟ / ـ ميدون واشنگتنه ، آقاي راميرز . / ـ مي دونم ، مي دونم ، اما واشنگتن شو نمي دونستم ، جدي مي گم . / ـ واشنگتن اسم يه آدمه ، اولين رييس جمهور امريكا . / ـ آره شنيده م ، ممنون . ( ص 11 )
اما برسيم به اين كه رمان «‌ پوييگ » به مدد گفت و گو پيش مي رود و خواننده در متن كشمكش رمان است . خواننده ( خواننده ي نفرين شده ) با آگاهي از كشمكشي كه در پس زمينه ي رمان ديده مي شود چشم براه ايده هاي تازه تري است كه اين دو شخصيت ارايه مي دهند . « پوييگ » در اين آزمون هم خلق كشمكش مي كند و هم به حل آن مي پردازد . حرف هاي « راميرز » و « لري » جدا از اين كه معرف آن هاست در كليت رمان هم نقش محرك دارد و رمان در فصل هاي مختلف اش با ريتم مناسب و لازم پيش مي رود . از سوي ديگر ، براي تشريح وقايع گذشته و انگيزه هاي نهفته در رمان ، گفت و گو تنها چيزي است كه « پوييگ » مي توانسته به كار بگيرد . به زعم فيلم نامه نويسان ، آخرين گفت وگوها بايد به شدت قوي باشند . پايان گفت و گوهاي « نفرين ابدي بر خواننده ي اين برگ ها » به شدت تلخ و تاثيرگذار است و قدر مسلم اگر جز به صورت گفت و گو نوشته مي شد ، تاثيرش را از دست مي داد .
« نفرين ابدي بر خواننده ي اين برگ ها » رمان مهمي است ، چون هم درس گفت و گونويسي مي دهد و هم دست به يك آزمون بزرگ زده ، آزموني كه از ابتدا نمي توان پيش بيني كرد موفق از آب در مي آيد يا نه .

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ۳:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳ امرداد ۱۳۸۱
برچسب‌ها :