شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

مردی که زیاد می‌دانست

 

 

ـــ هشدار: بخش‌هایی از فیلم در این یادداشت لو می‌رود. مراقب باشید! ـــ

شهروندِ چهارملیّتی حتّا اگر بهترین مستندِ سالِ قبل نباشد (آن‌گونه که آکادمیِ اُسکار انتخابش کرده) یکی از مهم‌ترین مستند‌های سال است و بخش عمده‌ای از اهمیّتش را مدیون مرد جوانِ بالابلندِ تَرکه‌ای‌ست که یک مستندساز و دو روزنامه‌نگار را به خلوتِ خود راه داده تا پرده از راز عظیمی بردارد که مایه‌ی بی‌آبرویی دولت ایالات متّحد امریکاست و هر خبری درباره‌ی این بی‌آبرویی حتماً به سرخط خبرهای شبکه‌های تلویزیونی و رادیویی و البته روزنامه‌ها بدل می‌شود و این مرد جوانِ بالابلندِ تَرکه‌ای‌ که ناگهان دست از کار و مسؤلیت‌های مهم دولتی‌اش برداشته و به‌جای خانه‌ای در ایالات متّحد امریکا در یکی از هتل‌های هنگ‌کُنگ رحل اقامت افکنده و جواب تلفن‌های ناشناس را نمی‌دهند و با شنیدن صدای آژیر آتش‌نشانی به این‌که فکر می‌کند که شاید نشانی این هتل را یافته‌اند ادوارد اسنودن است؛ کارمند سابق سازمان اطلاعات مرکزی امریکا و پیمان‌کار سابق آژانس امنیّت ملّیِ امریکا که یک روز با خودش فکر کرده یک‌جای کار سازمان اطلاعات مرکزی و آژانس امنیّت ملّی امریکا می‌لنگد و این دو سازمان حق ندارند از بام تا شام در زندگی خصوصی مردم امریکا و بقیّه‌ی کشورها سرک بکشند و خلوت‌شان را به هم بزنند و از حریم خصوصی‌شان سر درآورند و این‌گونه بوده است که تصمیم گرفته همه‌چیز را درباره‌ی نظام پیچیده و گسترده‌ی شنود و جاسوسی دولت امریکا به روزنامه‌نگاران مستقلّی بگوید که ترسی از سازمان اطلاعات مرکزی و آژانس امنیّت ملّی امریکا ندارند و حاضرند همه‌ی حقیقت را پیش روی مخاطبان‌شان بیاورند؛ حتّا اگر به‌خاطر افشای حقیقت تهدید شوند و زندگی‌شان به خطر بیفتد.

نکته‌ی اساسی شهروندِ چهارملیّتی این است که کارگردان موضوع فیلمش را انتخاب نکرده؛ این موضوع فیلم بوده که به جست‌وجوی کارگردانی برای این مستند برآمده؛ به زبان ساده یعنی ادوارد اسنودن وقتی از ایالات متّحد امریکا بیرون زده و در هتلی در هنگ‌کُنگ پنهان شده به صرافت کار بزرگی افتاده که دنیا را تکان می‌دهد؛ خبری که شاید خیلی‌ها در سال‌های پس از ۱۱ سپتامبر شنیده بودند ولی کسی تأییدش نکرده بود؛ این‌که دولت ایالات متّحد امریکا به سازمان اطلاعات مرکزی و آژانس امنیّت ملّی امریکا اجازه داده همه‌چیز را زیر نظر بگیرند؛ ایمیل‌هایی را که چند میلیارد کاربر اینترنت روزانه می‌نویسند و به دوست و آشنایی در گوشه‌ای از جهان می‌فرستند؛ نامه‌های کاغذی؛ تلفن‌های ثابت و همراه؛ جست‌وجوهای اینترنتی و هر چیزی که نشان بدهد مردم چه می‌کنند و همه‌ی این‌ها را می‌شد در عبارت‌هایی خلاصه کرد که کسی ترجیح می‌داد درباره‌اش حرف نزند: نقض حریم خصوصی مردم و محدود کردن آزادی‌ آن‌ها. ظاهراً دولت جرج بوش بر این باور بود که اگر پیش از این دست به چنین نظارت عالیه‌ای می‌زد ۱۱ سپتامبر رخ نمی‌داد؛ هرچند فیلم‌سازی مثل مایکل مور در فیلم و کتاب‌های خود بارها این نکته را توضیح داده که بوش و دولتمردانش از این حمله باخبر بودند ولی به‌دلایلی جدّی‌اش نگرفته و ترجیح داده بودند خود را سرگرم کاری دیگر نشان دهند؛ کاری که به چشم امریکایی‌ها نشانی از ارزش و اهمیّت خانواده و رسیدگی به امور آینده‌سازان ایالات متّحد امریکا باشد: نشستن در جمع کودکان و گوش کردن به قصّه‌های‌شان و البته تعریف کردن قصّه برای کودکان.

بااین‌همه پیش از آن‌که ادوارد اسنودن به صرافت افشای این راز بزرگ بیفتد دیگران به‌دلایلی ترجیح داده بودند وارد این بازی نشوند و اصلی‌ترین دلیل‌شان این بود که نمی‌دانستند آینده‌ی چنین کاری چه خواهد بود، امّا نابغه‌ی ۲۸ ساله‌ای مثل اسنودن که خوب می‌دانست اگر به چنگ مأموران سازمان اطلاعات مرکزی و آژانس امنیّت ملّی امریکا بیفتد چاره‌ای جز این ندارد که بقیه‌ی عمرش را پشت میله‌های زندان بگذراند، درست از لحظه‌ی این تصمیم بزرگ یارانی برای خودش جمع کرد که به‌واسطه‌ی آن‌ها این راز بزرگ را به همه بگویند و علاوه بر دو روزنامه‌نگار و گزارش‌نویسی که خطر این گزارش افشاگرانه را به جان خریده بودند لورا پویترس را هم خبر کرده بود؛ مستندساز امریکاییِ از جان گذشته‌ای که ظاهراً این روزها در برلین خانه گزیده و دور از امریکا سرگرم موضوع‌های جذّابی‌ست که می‌شود آن‌ها را دست‌مایه‌ی مستندهای بعدی کرد و او هم با ساخت شهروند چهارملیّتی به طرفداری از ادوارد اسنودن و افشای بزرگش برخاسته؛ مستندی به‌معنای دقیق کلمه سیاسی و افشاگر که جانب احتیاط را فقط وقتی نگه می‌دارد که ممکن است جان کسی در خطر باشد.

علاوه بر این شهروند چهارملیّتی یک شخصیت اصلی دیگر هم دارد؛ شخصیتی که هرچند رو به دوربین لورا پویترس حرف نمی‌زند امّا انگشتِ اتّهام اسنودن و پویترس به‌سوی اوست: باراک اوباما رئیس‌جمهور دموکرات ایالات متّحد امریکا که وقتی در انتخابات ۲۰۰۸ نامزدی‌اش را اعلام کرد مدام از این دم می‌زد که راهی برای محدود کردن این شنود و مکالمه‌های غیرقانونی پیدا می‌کند و اجازه نمی‌دهد حقوق شهروندی مردم بیش از این نادیده گرفته شود امّا در همه‌ی سال‌های ریاست جمهوری‌اش کاری از پیش نبرد و حتّا اسنودن و شیوه‌ی کارش را نپسندید و آشکارا این را اعلام کرد و احتمالاً همین کاری از پیش نبردن بود که اسنودن را به ترک ایالات متّحد امریکا واداشت؛ به بیرون زدن از خاک این کشور و پناه بردن به روسیه‌ی پوتین؛ به مسکویی که دست‌کم می‌تواند آن‌جا پیش نامزدش روزگار را بگذراند و به تمدید پناهندگی فکر کند.

شهروند چهارملیّتی [Citizenfour]

کارگردان: لورا پویتروس

با حضور: ادوارد اسنودن، گلن گرین‌والد، ویلیام بینی و جیکاب اپل‌بام

محصول ایالات متحده‌ی امریکا، آلمان و بریتانیای کبیر

۱۱۴ دقیقه

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۸ اردیبهشت ۱۳٩٤