شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

تنهايی کارآگاه مارلو ...


فيلم « مارلو » را نديده م . كارگردان ش « پل بوگارت » ست و « جيمز گاردنر » نقش « فيليپ مارلو » را بازي مي كند . همه ي اين چيزها را مي دانم ؛ اما فيلم را پيدا نكردم . به جاي ش دوباره رفتم سراغ « خواهركوچيكه » كه فيلم را براساس آن ساخته ند . رمان دل انگيز و خواندني « ريموند چندلر » كه بدجوري دل مي برد و داستان ش هم فوق العاده ست . داستان هاي « چندلر » را اگر خوانده باشيد مي دانيد كه كارآگاه برساخته ي او « فيليپ مارلو » يك آدم عادي ست ، شايد مثل « سم اسپيد » كه در « شاهين مالت » ( نوشته ي : دشيل همت ) درگير يك ماجراي غريب مي شود . اما « مارلو » يك تفاوت عمده با باقي كارآگاه ها دارد كه حسابي جذاب ش مي كند . اين آدم صاف و ساده از شغل خودش راضي نيست ، زياد مي نوشد ، تنها هم هست و بدزباني هم مي كند . اين چيزها با يك جهان بيني غريب كه فقط از ذهن او در مي آيد تركيب دل انگيزي را ساخته ست . جاهايي از داستان وقتي تنهايي او شدت مي گيرد ، عكس العمل هاي ش به شدت جذاب مي شود . چه آن جايي كه مثلا زل مي زند به تلفن سياه روي ميزش و غصه مي خورد كه چرا زنگ نمي زند و چه آن جايي كه بعد از ديدن خانم هنرپيشه ي خوش بر و رو به سينما مي رود و فيلمي را تماشا مي كند كه او در آن بازي كرده ست . « مارلو » همان آدمي ست كه بايد باشد ، به موقع مي خندد و به موقع با خودش خلوت مي كند و فكر مي كند دنيا چرا اين جوري ست و او وسط چنين دنيايي چه مي كند . اگر دل تان خواست درباره ي تنهايي بيش تر بدانيد يا اگر خواستيد سر از تنهايي يك كارآگاه در آوريد داستان هاي « مارلو » انتخاب خوبي هستند ...
  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٦ فروردین ۱۳۸٢
برچسب‌ها :