شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

هوا سنگینی می‌کند و به‌دشواری نفس می‌کشم

شاهرخ مسکوب: همیشه فکر می‌کردم که مادرم زمین است و من گیاهی که ریشه‌هایم در دل این خاک است. در او هستم و از او به بیرون سر می‌کشم. هر وقت که به او فکر می‌کردم انگار پاهایم را روی این زمینْ استوار می‌دیدم. آخر سال‌ها «استخوان و ریشه‌ام فکر او بود» امّا حالا که مرده است نه‌تنها این گیاه آبیاری نمی‌شود، بل‌که هوا سنگینی می‌کند و به‌دشواری نفس می‌کشم. او زمین و آسمان من بود.

سوگ مادر. شاهرخ مسکوب. صفحه‌ی ۳۲

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ خرداد ۱۳٩٤