شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

دیگر بر زمین نیستم، خودِ زمینم

شاهرخ مسکوب: من در تنِ مادرم زندگی کردم و اکنون او در اندیشه‌ی من زندگی می‌کند. من باید بمانم تا او بتواند زندگی کند. تا روزی که نوبت من نیز فرارسد به نیروی تمام و با جان‌سختی می‌مانم. امانت او به من سپرده شده است. دیگر بر زمین نیستم، خودِ زمینم و به یاری آن دانه‌ای مرگ در من پنهانش کرده است باید بکوشم تا بارور باشم.

سوگ مادر. شاهرخ مسکوب. صفحه‌ی ۳۷

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٥:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱ خرداد ۱۳٩٤