شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

رونوشت برابر اصل


چگونه می‌شود داستان را طوری روایت کرد که واقعی به‌نظر برسد؟ ظاهراً جوابِ این سؤال را باید از پُل گرین‌گرس پرسید که در عمده‌ی فیلم‌های کارنامه‌اش خوب از پسِ این کار برآمده و تماشای بعضی صحنه‌ها فیلم‌هایش کافی است برای آن‌که خیال کنیم تکّه‌هایی از فیلمی مستند را در فیلمِ داستانی جای داده‌اند. امّا حقیقت این است که گرین‌گرس هیچ تکّه‌ای از هیچ مستندی را در فیلم‌های داستانی‌اش جای نداده؛ بل‌که سعی کرده واقعیّت را بازسازی کند و بازسازیِ تمام‌وکمالِ واقعیّت هرچند ممکن نیست ولی دست‌کم می‌شود بخش‌هایی از آن را طوری ساخت که واقعی به‌نظر برسد؛ یعنی تماشاگری با دیدنش نگوید این‌که داستان است و واقعیّت هیچ‌وقت این‌طور نیست.

از مسافرانِ پرواز شماره‌ی ۹۳ شرکتِ هواپیماییِ یونایتد هم کسی زنده نمانده که با دیدنِ فیلم بگوید روایتِ گرین‌گرس از این فاجعه کپی برابرِ اصل است یا نه؛ و اصلاً قرار نیست کسی با دیدنِ داستانِ روایتِ تدریجی این ویرانی به فکرِ واقعیّت و داستان باشد، امّا تفاوتِ یونایتد ۹۳ با هر فیلمِ فاجعه‌باری که داستانِ هواپیماربایی را روایت می‌کند در شباهتِ بی‌حدّوحصرِ فیلم به واقعیّت است؛ واقعیّتی که دست‌کم تفاوتِ زیادی با شنیده‌ها و خوانده‌های تماشاگرانش ندارد و شنیده‌ها و خوانده‌ها ظاهراً همه‌ی آن چیزهایی هستند که مسافرانِ پرواز شماره‌ی ۹۳ شرکتِ هواپیماییِ یونایتد در آن موقعیّتِ غریب و مرگ‌بار از طریق موبایل‌ به گوشِ خانواده‌های‌شان رسانده‌اند. این چیزی است که گرین‌گرس هم در فیلم به آن وفادار مانده؛ گزارشِ لحظه‌به‌لحظه‌ی فاجعه‌ای که در هواپیما رخ داده. موقعیّتِ مسافرانِ بخت‌برگشته‌ای که روزِ ۱۱ سپتامبرِ ۲۰۰۱ در فرودگاهِ نیوآرکِ نیوجرزی از پلّه‌های هواپیما بالا رفته‌اند موقعیّتِ دردناکی است؛ آدم‌هایی که خیال نمی‌کرده‌اند آن روزِ به‌خصوصْ روزِ آخرِ عمرشان باشد و وقتی پیامی از خانواده‌شان به دست‌شان می‌رسد که خبر می‌دهد تروریست‌ها به امریکا حمله کرده‌اند و برج‌های دوقلوی نیویورک منفجر شده تازه می‌فهمند چه اتّفاقی دارد می‌افتد و تازه می‌فهمند خلاصی از این موقعیّت اصلاً ممکن نیست.

فیلم‌هایی که هواپیماربایی دست‌مایه‌ی داستان‌شان بوده معمولاً تعلیق و هیجان را طوری به داستان اضافه می‌کنند که دستِ آخر با فرودِ با شکستِ هواپیمارباها و فرودِ هواپیما روی زمینْ آرامش به داستان برگردد، امّا در فیلم گرین‌گرس خبری از آرامش نیست؛ قرار نیست واقعیّت مخدوش شود و قرار نیست همه‌چیز به قیمتِ آرامشِ نهاییِ تماشاگران تغییر کند؛ قرار است تلخی و صراحتِ واقعیّت پیشِ روی تماشاگران قرار بگیرد و واقعیّت معمولاً شیرین و دل‌پسند نیست؛ چیزی است مثلِ تصمیمِ آخرِ خلبانْ جرّاح که وقتی می‌بیند همه‌چیز طبقِ نقشه پیش نرفته هواپیما را به زمین می‌کوبد. آرامشی هم اگر هست؛ آرامشِ ابدیِ مسافرانِ پرواز شماره‌ی ۹۳ شرکتِ هواپیماییِ یونایتد است.

یونایتد ۹۳ [United 93] ساخته‌ی پل گرین‌گرس

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ شهریور ۱۳٩٤