شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

وقتي كلام معجزه مي كند ...


گاهي كتابي مي خواني ، فيلمي مي بيني و بعد فكر مي كني كه سبك شده يي . فكر مي كني چيزي در تو عوض شده . خودت هستي ، اما جور ديگري شده يي ...
هر بار كه ياد « اردت » ( كلام ) فيلم حيرت انگيز « كارل دراير » مي افتم احساس سبكي مي كنم . كيفيتي در اين فيلم هست كه به دگرگون شدن مي انجامد . به نوعي ديگر شدن . اما فيلم را فقط يك بار ديدم . كيفيت ش آن قدر ها خوب نبود . تصوير گاهي حتا مي پريد . اما من زل زده بودم به تصوير و تكان نمي خوردم ، چه رسد كه بپرم . اعتراف مي كنم كه فيلم را دوست دارم ؛ هر چند شيفته ي سينماي امريكا و داستان گويي امريكايي هستم . و خب ، « اردت » هيچ ربطي به اين سينما ندارد . براي همين بود كه چند سال پيش وقتي لا به لاي بساط يك كتاب فروش كتاب فيلم نامه ي « اردت » را ديدم ، به سرعت خريدم و خواندم . در واقع بلعيدم . آن كتاب را « بابك احمدي » ترجمه كرده بود ، ناشرش « فارياب » بود و « آيدين آغداشلو » طرح جلدش را زده بود . همه چيزش خوب بود ، خوبي ش را در اين سال ها هميشه حس مي كردم . چند ماه پيش وقتي « احمدي » در سمينار « سينماي متفاوت » گفت كه اين دو فيلم نامه زير چاپ ند ذوق كردم . يكي دو ماه بعدش هم در جشن كوچك و خصوصي يي كه « نشر مركز » براي « زويا پيرزاد » برگزار كرده بود از « بابك احمدي » پرسيدم كه « اردت » كي چاپ مي شود ؟ امروز وقتي در « شهر كتاب آرين » چاپ تازه ي اين كتاب را ديدم باز هم ذوق كردم . البته يادم رفت بگويم كه هم چاپ قبلي و هم اين چاپ كه « نشر ني » به بازار فرستاده فيلم نامه ي « روز خشم » را هم دارند . مهم تر از همه اين كه اين چاپ تازه يي مقاله يي هم از « احمدي » دارد به اسم : « آواز زمين » كه مثل همه ي نقدهاي ديگرش معركه ست . پيشنهاد مي كنم كه « اردت » را حتما بخوانيد ، در آخر فيلم / فيلم نامه ، « يوهانس » به « اينگر » كه مرده مي گويد : « به نام عيسا مسيح به تو مي گويم ، برخيز ! » ، كلام معجزه مي كند و معجزه به سادگي غير ممكن را ممكن مي كند ...

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ فروردین ۱۳۸٢
برچسب‌ها :