شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

چشم اميدو ببر از آسمون ...


... مي شكنم آينه رو تا دوباره
نخواد از گذشته ها حرف بزنه
آينه مي شكنه هزار تيكه مي شه
اما باز تو هر تيكه ش عكس منه
عكسا با دهن كجي به هم مي گن
چشم اميدو ببر از آسمون
روزا با هم ديگه فرقي ندارن
بوي كهنگي مي دن تموم شون ...

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸٢
برچسب‌ها :