شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

از روسیه با عشق؛ جیمز باندِ محبوبِ من

بله؛ جیمز باند صورتِ امروزی اَبَرقهرمانانی‌ست که پیش‌تر سرگذشت زندگی‌ و قهرمان‌‌بازی‌های‌شان در کامیک‌بوک‌ها مایه‌ی لذّت خوانندگان شده بود و نویسندگان را تشویق کرده بود که در جلدهای بعدی کتاب‌ها‌ی مصوّرشان داستان‌های دیگری هم درباره‌ی این اَبَرقهرمانان بنویسند؛ موجوداتی که ظاهری انسانی دارند ولی آن‌چه می‌کنند کاری نیست که هیچ انسانی از پسش بربیاید و همین است که به‌وقتش جامه‌ی انسانی را از تن به در می‌کنند و در هیأت یک اَبَرانسان دست به هر کاری می‌زنند؛ از در و دیوار آویزان می‌شوند و پرواز می‌کنند و از بالای کوه پرت می‌شوند ته درّه بی‌آن‌که خراشی به جسم‌شان بیفتد و بعد از آن‌که دشمنان‌شان دست به هر کاری می‌‌زنند که قاعدتاً هیچ آدمی را زنده نمی‌گذارد این قهرمان‌های انسان‌نما زنده از جا برمی‌خیزند و بازی را ادامه می‌دهند.

امّا ایرادش کجاست؟ داستان‌ها آبکی‌ست؟ قلّابی‌ست؟ باید این‌طور باشد. قرار از اوّل همین بوده. بازسازی داستان‌های اَبَرقهرمانی نمی‌تواند جور دیگری باشد. 


  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۸:٠٠ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٤ بهمن ۱۳٩٤