شُمال از شُمالِ غربی

سینما و ادبیات ـ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

تو اين دنيا بمير و آزادي ابدي رو پيدا كن ...


نه ! نمي شود « هنري ميلر » را هيچ جوري از زندگي حذف كرد . هر كاري بكنم يك جوري سر و كله ي اين نابغه پيدا مي شود . همين جوري بود كه بالاخره خواندن « نكسوس » ( با ترجمه ي سهيل سمي البته ) را شروع كردم و هر چند كلي از كتاب مانده ، اما حسابي سر كيف م . خاصيتي در نوشته هاي اين نابغه هست كه‌ آدم را پرت مي كند آن ورتر از زندگي عادي و خب ، من هم وقتي « نكسوس » مي خوانم ، يادم مي رود كه ممكن ست اين هفته فاتحه ي كارم خوانده شود و كلا از كار بي كار شوم . چه ايرادي دارد ؟ « ميلر » هم يك دوره يي ،‌ تازه آن هم در پاريس ، گدايي مي كرد . خيال مي كنيد آدم چه جوري بايد براي رمان نوشتن تجربه كسب كند ؟ اين هم لابد يك راه ش ست . اصلا بي خيال اين حرف ها ، اين تكه ي « نكسوس » را بچسبيد كه بابايي به اسم « جان » مي گويد و كلي ارزش دارد :

« ... مي دوني ، تو دنيا به جز آرامش چيزي ارزش مبارزه نداره . تو اين دنيا هر چي بيش تر موفق تر بشي ، بيش تر خودت رو شكست دادي . حق با عيسا بود . آدم بايد به دنيا فائق بشه . به دنيا فائق شود . گمون م عين حرف خودشه . البته انجام اين كار نيازمند يه خودآگاهي جديده ، يه ديد جديد و اين تنها مفهوميه كه مي شه به آزادي داد . كسي كه اهل اين دنيا باشه ، نمي تونه آزاديش رو به دست بياره . تو اين دنيا ، بمير و آزادي ابدي رو پيدا كن ... »

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٦ تیر ۱۳۸٢
برچسب‌ها :