شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

دوستان ؛ واقعا كه !


حالا ما يك چيزي درباره ي بهروز افخمي نوشتيم ؛ بايد با ما اين جوري رفتار شود ؟ اصلا چرا اين دوستان عزيزي كه مدام نامه هاي الكترونيك مي فرستند در قسمت نظر دادن ها چيزي ننوشته اند ؟
همه ي اين ها فقط براي آن بود كه كم نياورم ؛ وگرنه همه مي دانند كه من كشته مرده ي شوكران هستم و خيلي بيشتر از بعضي ها اين فيلم را ديده ام . به جهت پز دادن خدمت اين دوستاني كه نامه داده اند عرض مي كنم كه شوكران را ديده ام . بدون اغراق بالاي ۲۴ مرتبه و هم سي . دي فيلم را دارم و هم نوار وي . اچ . اس آن را . دست كم ماهي يك بار هم آن را تماشا مي كنم . بنابراين يك جورهايي اصلا شيفته ي اين فيلم و چند فيلم ديگر افخمي هستم . اين وصله ها به هر كسي بچسبد ؛ به من يكي نمي چسبد . اين حرف ها را اصلا بايد مي نوشتم ؟ نمي دانم . گاهي بعضي نامه ها اعصاب آدم را به هم مي ريزد . دوستان ؛ واقعا كه !
  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸۱
برچسب‌ها :