شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

بدون هيچ توضيحي ...

 

... خب‌،‌آدم گاهي هم اين‌جوري مي‌شود.نه حوصله‌ي خودش را دارد و نه حوصله‌ي ديگران را.مي‌نشيند فيلم مي‌بيند و غر مي‌زند فقط.توي داستان‌ها مي‌گردد پي چيزي كه قرار نيست باشد و بابت همين هم دل‌خور مي‌شود.چه مي‌شود كرد؟اسم‌ش فقط بي‌حوصله‌گي ست.هيچ‌چيز ديگري هم نيست.من هم چند وقتي هست كه اين‌جوري شده‌م.زياد از حد احساساتي و شايد رمانتيك.اين‌را هم اضافه مي‌كنم به همه‌ي معايبي كه دارم.

حالا شايد يك‌روزي كه حال و روزم بهتر بود دوباره بنويسم .همين.چيز ديگري هم لازم ست بگويم؟

 

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢۸ آبان ۱۳۸٢
برچسب‌ها :