شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

تنيس بر فراز آب ...

 

«قهرمان» ساخته‌ي ژانگ ييمو، فيلم شگفت‌انگيزي‌ست در ستايش از رنگ‌ها و شمشيرها.فيلم، عملا درباره‌ي همان تركيبي‌ست كه تا سال‌ها، بعضي منتقدان درباره سام پكين‌پا و سينمايش به‌كار مي‌بردند.آن‌ها مي‌گفتند سينماي پكين‌پا يك‌جور خشونت شاعرانه است.فارغ از همه‌ي حرف‌ها اين عبارت، به‌رغم تناقض‌آميزبودن‌ش، گوياي يك تفكر بخصوص است كه توضيح‌دادن‌ش مشكل به‌نظر مي‌رسد، اما مي‌شود درباره‌ش حرف زد.در قهرمان هم صحنه‌هاي زيادي هستند كه خشونت و زيبايي را يك‌جا جمع كرده‌ند.مثلا جايي كه بر فراز آب مبارزه‌يي شكل مي‌گيرد و هر دو جنگ‌جو عملا در حال پرواز هستند.لحظه‌هايي هست كه به‌نظر مي‌رسد دارند در آب مي‌افتند، اما در همين لحظه دست‌شان را روي آب مي‌گذارند و بالا مي‌روند.شمشير آن‌ها در آب فرو مي‌رود و موقعي كه يكي‌شان شمشير را به سوي آن‌يكي مي‌برد، قطره‌آبي به سوي حريف پرت مي‌شود و حريف هم در يك اقدام تلافي‌جويانه همان قطره را پس مي‌فرستد.صحنه را درواقع، بايد به چيزي شبيه يك بازي تنيس تشبيه كرد كه هر دو بازيكن سعي مي‌كنند برنده‌ي ميدان باشند.جز اين، بايد از صحنه‌هايي هم ياد كرد كه چندين هزار تير در يك لحظه پرتاب مي‌شوند.

شيوه‌ي داستان‌گويي ييمو در قهرمان، تحت تاثير «راشومون» است كه هر لحظه يك روايت تازه، روايت‌هاي قبلي را كنار مي‌زند و خودي نشان مي‌دهد. جدا از همه‌ي اين‌ها اما، رنگ‌آميزي فيلم، دقيقا همان‌چيزي است كه آن‌را از باقي فيلم‌هاي مشابه (مثلا ببر خيزان...) جدا مي‌كند.اين همان فيلم خوبي‌ست كه هر كارگردان خوبي مي‌تواند آرزويش را داشته باشد...

 

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱۱:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٥ اسفند ۱۳۸٢
برچسب‌ها :