شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

يك برش از پل سن لوئيس ري ...

 

...اما طولي نمي‌كشد و ما مي‌ميريم و هرچه يادگاري آن پنج نفر است از دنيا مي‌رود، و خود ما را مدتي دوست مي‌دارند و فراموش مي‌كنند. اما همين دوست‌داشتن كافي خواهد بود، تمام آن انگيزه‌هاي عشق برمي‌گردد به عشقي كه آن‌ها را درست كرده. حتا حافظه براي عشق لازم نيست. يك سرزمين زنده‌ها است و يك سرزمين مرده‌ها، و پل بين آن‌ها، عشق است. يگانه بازماندگي، يگانه معني.

 

واپسين سطرهاي رمان «پل سن لوئيس ري»

نوشته‌ي «تورنتن وايلدر»

 

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ۱٢:٤٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢ اردیبهشت ۱۳۸۳
برچسب‌ها :