شُمال از شُمالِ غربی

سینما و ادبیات ـ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

اين پرسش‌هايی که در راهند...

 

نمي‌دانم اين كتاب «زير آسمان‌هاي جهان» را خوانده‌ييد يا نه؛ جامع‌ترين و البته خلاصه‌ترين كتابي كه مي‌توانيد با حرف‌هاي «داريوش شايگان» (كه خداوند عمر بابركت‌ش را دوچندان كند) آشنا شويد. داشتم كتاب را دوباره ورق مي‌زدم، و دنبال هيچ‌ تكه‌ي به‌خصوصي نبودم. مي‌خواستم همين‌جوري گريزي زده باشم به متن كتاب و جاهايي را دوباره مرور كنم. اين بود كه كلي پيش رفتم و حدودهاي صفحه‌ي صد و بيست، رسيدم به آن بخشي كه شايگان درباره‌ي فرهنگ آمريكايي توضيح مي‌دهد و مي‌گويد كه آن‌ها چرا فرهنگ‌شان اين‌همه طرفدار دارد و جهاني شده‌ست.

شايگان مي‌نويسد كه فرهنگ آمريكايي، امتداد فرهنگ اروپايي (آنگلوساكسون) ‌ست و اصلاً نوعي فرهنگ‌ست در معناي مردم‌شناختي كلمه، يعني فرهنگي كه در آداب و رفتار و در فلسفه‌ي زندگي جا افتاده و حضور دارد. شايگان اين‌ها را مي‌گويد و اضافه مي‌كند اين فرهنگ آمريكايي، چيزي بيروني و پديده‌يي مجزا نيست بتوان آن را چون يادبودي باشكوه برافراشت و در برابرش به تجليل و ستايش عظمت و عسرت وضعيت بشر پرداخت.

بعد از خواندن بحث‌هاي شايگان، داشتم به اين فكر مي‌كردم كه سينما هم به‌هرحال، يكي از مظاهر فرهنگ‌ست، يكي از نشانه‌هاي بارز فرهنگ مدرن احتمالاً، و اگر كه حرف پير انديشمند ايراني را قبول كنيم آيا مي‌شود به‌ يك‌معنا رسيد به اين كه سينماي آمريكا صورت شكل‌يافته‌ي فرهنگ اروپايي‌ست و اگر كه اين حرف درست باشد، تكليف آن سينمايي كه سال‌هاست به آن سينماي اروپايي مي‌گويند چيست؟

نمي‌دانم، يك‌كم گيج شده‌م و همه‌ش فكر مي‌كنم كه بايد به نتيجه‌يي برسم. حالا هر نتيجه‌يي مي‌خواهد باشد. اما همه‌ي اين‌ها را نوشتم كه چي؟ كه اگر تا حالا زير آسمان‌هاي جهان را نخوانده‌ييد، حتماً دست بگيريد و بخوانيد. نگران اين هم نباشيد كه سخت‌ست، چون نيست. ساده‌ترين كتابي‌ست كه (به‌نظرم) مي‌شود از شايگان خواند. قطعاً شما هم به پرسش‌هايي برمي‌خوريد كه براي‌تان جالب‌ست. از اين بابت مطمئن‌م.

 

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ٦:٢٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٦ امرداد ۱۳۸۳
برچسب‌ها :