شُمال از شُمالِ غربی

سینما و ادبیات ـ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

داد و بيداد از اين روزگار ...

  

ببار اي بارون، ببار
با دلم گريه كن خون ببار
در شباي تيره چون زلف يار
بهر ليلي چو مجنون ببار
اي بارون...
دلا خون شو خون ببار
بر كوه و دشت و هامون ببار
به سرخي لباي سرخ يار
به ياد عاشقاي اين ديار
به نام عاشقاي بي مزار
اي بارون...
ببار اي ابر بهار
با دلم به هواي زلف يار
داد و بيداد از اين روزگار
ماهو دادن به شبهاي تار
اي بارون...

 

 

اين روزها فقط گوش‌دادن به صداي شجريان‌ست كه آرام‌م مي‌كند، كه روح‌م را سبك مي‌كند، كه رهايم مي‌كند. خوب چيزي‌ست اين نواي ملكوتي...

 

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ۳:۱٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٢ امرداد ۱۳۸۳
برچسب‌ها :