شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

صورت مسئله، پاک‌کُن و نوشته‌هایِ کف‌ِ دست…

  

 

خسرو دهقان: خود را تعلیم داده‌ایم که نقاشی «آقای آغداشلو» را به‌دفعات نگاه کنیم تا آرام‌آرام مفاهیمِ بیش‌تری را دریابیم. روی جلدِ کتابِ «ایرج کریمی» را می‌گوییم، با عنوانِ «کیارستمی، فیلمسازِ رئالیست». نقاشی از یادمان نمی‌برد که کیارستمی روزی دانش‌آموز بوده. نامِ دبیرستان، تنها یک نام نیست. و به «یادش به‌خیر» هم چندان مربوط نیست. مُهرِ دبیرستانِ دولتی، گذشته، حال و آینده‌ی فیلمساز را ممهور کرده، نشانه‌ای به محدودیتِ دنیایی که او هرگز نتوانسته از آن جدا بایستد. نه تنها دارا، ممد و قاسم جولابی که جملگی بچه‌های آثار کیارستمی، به مثابه‌ی شاگردانِ قدیمی، از روزی که ثبتِ‌نام کرده به «دبیرستانِ دولتی جَم» آمده، طوری مسحور شده که نمی‌تواند برای یک چهارراه آن‌طرف‌تر جوازِ عبور بگیرد. دبیرستانِ دولتی جَم در قلهک، از توابعِ شمیرانات و حومه‌ی تهران و اکنون جزءِ لاینفکِ تهرانِ بزرگ است و همین‌طور که راه بیفتیم، در منزلگاه‌های بعدی، از تهرانِ پایتخت به ایران و خاورمیانه و جهانِ‌سوم می‌رسیم، عباس کیارستمی یک شهروندِ جهان‌ِ‌سوم است (مِنهای انسان‌های استثنایی). شهروندِ جهان‌ِ‌سوم ناگزیر به انتخاب است. انتخابِ تنها یک راه، و فقط یک راه از چند راهی که رودررویش قرار گرفته. تقسیماتِ جزئی بی‌شمار را که به‌سرعت رد کنیم، شخص می‌مانَد و یک واژه که غربال‌شده‌ی کواکبی از معانی است. مصلحت یا کرنشدر یک نگاهِ عمومی به‌نظر می‌رسد که کیارستمی در گستره‌ی جوراجوری کار ارائه داده و همواره نگهبانِ بیدارِ زمانه‌ی خود بوده. آری، سینما هنرِ زمانه است، اما او فیلمسازِ زمانه نیست. فیلم‌هایش را نمی‌توان برای ادای شهادت به محضر دادگاه تاریخ بُرد. برای درک این نکته، راهِ‌حلِ بسیار ساده‌ای وجود دارد: کارنامه‌ی کیارستمی را به ترازِ دوستونی تبدیل کنیم. در یک ستون، فهرستی از نامِ فیلم‌ها را به ترتیبِ توالی سالِ ساخت و در ستونِ دیگر، وقایع‌شمارِ همان سال‌ها را بنویسیم و آن‌ها را با هم مقایسه کنیم. آیا دیگر لزومی دارد که کلامی در توضیحِ این بیلان بنویسیم؟ فکر نمی‌کنیم که باید حاشیه‌ای بر آن افزود. هرکس، با یک نگاهِ ساده، درخواهد یافت که او مُنادی رسومِ رایجِ روز است، تا گواهِ زمانه. می‌توانیم حتا پیش‌تر برویم و جای دو ستون را با هم عوض کنیم. در این‌ صورت، بررسی این که چرا «خانه‌ی دوست کجاست؟» در 1365 ساخته شده، کارِ چندان دشواری نیست. هست؟ برای پیش‌گویی آینده احتیاجی نیست که فال‌گوشِ خبرهای سینمایی بایستیم. کافی‌ است کارِ آسان‌تری بکنیم: بیش‌ترِ خبرها را در رسانه‌های گروهی از چشم و گوش دور نداریم. همین.

 

و حکایتِ رازِ بقای هر شهروندِ جهان‌ِ‌سوم، همچنان باقی است.

 

 

از: هفته‌نامه‌ی سروش، شماره‌ی 455، 12 آذر 1367

 

 

☻☻☻

 

 

عباس کیارستمی: فیلمسازی، شبیه درمان است. می‌توان شخصیتِ کارگردان را از خلالِ فیلم‌هایش شناخت، و این گران‌ترین درمانِ دنیا است. لازم نیست که فیلم، دقیقاً، به کارگردان شبیه باشد، چون او می‌تواند پشتِ شخصیت‌های فیلم‌اش پنهان شود در اسلام، هرکس مسئولِ اعمالِ خویش است و خودش باید به عمل‌کردِ خودش توجه داشته باشد. ضمیرِ ناخودآگاه هم جایگاهِ ویژه‌ای ندارد. «فروید» با قراردادنِ این مسئولیت بر دوشِ پدر،‌ هر نوع مسئولیتی را از دوشِ ما برمی‌دارد. اما در اسلام، پدری در کار نیست، هرکس مسئولِ کارِ خویش است نه، با دیدنِ فیلم‌های من نمی‌توان مستقیماً به وضعیتِ ایران پِی برد. خودِ من باید از خودم این سئوال را بپرسم. من که در ایران زندگی می‌کنم، تحتِ‌تأثیرِ مسائلِ اطراف‌ام قرار می‌گیرم. من یک شهروندِ ایرانی‌ام. دولت به من گذرنامه می‌دهد، اما نمی‌خواهم که فیلم‌ام گذرنامه‌ی ایرانی داشته باشد. در ایران، مرا به غلط به این متهم می‌کنند که برای جشنواره‌های خارجی فیلم می‌سازم. من برای انسان‌ها فیلم می‌سازم. فیلمِ من، جغرافیای دقیقی ندارد، با انسان طرف است، هرکجا که انسان باشد. فیلم، مثلِ درخت است، گذرنامه ندارد من ایرانی‌ام، همان‌طور که روستای فیلم‌ام ایرانی است. از فرهنگِ ایرانی‌ام تغذیه می‌کنم. این امکان را هم دارم که در فرانسه فیلم بسازم. من، مثلِ فوتبالیستی هستم که در زمینِ خودش بهتر بازی می‌کند. قواعدِ فوتبال، جهانی است. توپِ فوتبال، همه‌‌جای دنیا گِرد است. فوتبالیست هم نیاز به دانستنِ زبانِ کشوری که در آن بازی می‌کند، ندارد. اما همه در زمینِ خودشان بهتر بازی می‌کنند. من در فرانسه تماشاگرِ بیش‌تری دارم. به این‌جایش دیگر فکر نکرده بودم.

 

 

از:گفت‌وگوی تیری ژوس و سرژ توبیانا در کایه‌دوسینما، ترجمه‌ی لیلا ارجمند،

 

دوهفته‌نامه‌ی گزارشِ فیلم، شماره‌ی 140، اولِ دی 1378

 

 

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ خرداد ۱۳۸٦