شُمال از شُمالِ غربی

سینما و ادبیات ـ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

واقعیت‌گرایی به‌زعمِ رابین وود...

معیاری که معمولاً واقعیت‌گرایی هر داستان را با آن می‌سنجند، تجربه‌یِ شخصی آدم‌هاست از زندگی. «رابین وود»، منتقد سرشناس سینمای آمریکا [یکی از معدود منتقدهایی که ادبیات را هم درست می‌شناسد] درست می‌گفت وقتی نوشت آدم‌ها براساس این تجربه‌یِ شخصی [و محدود] هر اثر هنری  را در یک نسبتِ مستقیمِ یک در یک، می‌بینند و ارزش آن‌را چنان تعیین می‌کنند که می‌گویند آن شخصیت‌ها، آن فضا و آن اتفاق‌ها چه‌قدر برایِ ما قابل شناسایی هستند و اگر قرار بود واقعاً با آن‌ها زندگی کنیم، چه‌قدر دوست‌شان داشتیم.

 

رابین وود، در ادامه دو دلیل عمده برای ردِ این قضاوت دارد؛ اوّل این‌که همه‌یِ آدم‌ها تجربه‌هایِ یک‌سانی از زندگی ندارند و شاید نیاموخته باشند که با هر آدمی چه‌گونه باید هم‌دلی کرد. و دلیلِ دوم این است که هر اثر هنری از طریق روش، شیوه‌یِ ارائه، سبک و ساختارِ خود تعیین می‌کند که چه‌گونه باید آن را خواند و به‌عبارت دیگر، واقعیتِ خود را تعریف می‌کند.

 

رابین وود، در نهایت خواننده‌یِ نوشته‌اش را به این نتیجه می‌رساند که واقعیت‌گرایی نِسبی‌ست و فقط به کمک ارجاع به مناسبات درونی اثر هنری‌ست که می‌شود درباره‌ش قضاوت کرد. [عمده‌یِ این بحث‌ها را وود، در مقاله‌ی لِوین و مُربا نوشته است. می‌توانید همه‌یِ آن نقدِ درجه‌یک را در کتابِ اومانیسم در نقد فیلم، ترجمه‌یِ روبرت صافاریان، نشرِ مرکز، بخوانید.]

 

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٦