شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

شبانِ تیره امیدم، به صُبحِ رویِ تو باشد...

 

حضرتِ سعدی ـ علیه‌الرحمه ـ می‌فرمایند

 

سَلِ المَصانِع رکباً تُهیم فی الفلواتِ

 

تو قدرِ آب چه‌دانی، که در کنارِ فُراتی

 

شبم به‌رویِ تو روزست و دیدهها به تو روشن

 

و اِن هَجرت سِواء عشیّتی و غَداتی

 

شبانِ تیره امیدم، به صُبحِ رویِ تو باشد

 

و قَد تفتّش عَین الحیوه فی الظُلُماتِ

 

وَصفت کُلّ ملیح کَما یحبّ و یرضی

 

مَحامدِ تو چه گویم، که ماورایِ صفاتی

 

اخاف مِنک و اَرجوا و استغیثُ و اَدنو

 

که هم کمندِ بلایی و هم کلیدِ نجاتی...

 

 

 

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ آبان ۱۳۸٦
برچسب‌ها : شعر