شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

برباد رفته


داستان نمايش عمومي دايره بدجوري دارد تكراري مي شود . سالي يكي دوبار نام فيلم روي زبان ها مي افتد و درباره اش بحث مي شود . يك عده از آن دفاع مي كنند و مي گويند شاهكار است و يك عده همه ي اخ و تف هايي كه را كه در طول سال به هر دليلي نگه داشته اند نثار فيلم مي كنند . اين وسط فقط دو گروه به جان هم افتاده اند بي آن كه معلوم شود تكليف فيلم چيست و اصلا نمايش عمومي مي گيرد يا محمد حسن پزشك ثابت مي كند كه حرف مرد يكي است . دايره ديگر به يك كلاف سر درگم تبديل شده ؛ هيچ چيزش معلوم نيست . فيلم دارد فداي يك سري حرف هاي عجيب و غريب مي شود كه معلوم است هدف از به زبان آوردن شان چيزي نيست جز اين كه هر دو طرف مي خواهند كم نياورند . دايره بايد خيلي زودتر از اين ها به نمايش در مي آمد . اگر سيف الله داد دست از محافظه كاري هايش برمي داشت و كمي مهربان تر به سينماي ورشكسته ي ايران نگاه مي كرد وضعيت دايره خيلي بهتر از اين ها بود . همان موقع نمايش داده مي شد و معلوم مي شد مردم اين جور نگاه ها را مي پسندند يا نه . اما داد اين كار را نكرد ؛ مساله را در حد يك دعوا بين خودش و پناهي پايين آورد و آتشي به پا كرد كه دايره هنوز دارد در آن مي سوزد . حرف هاي محمد حسن پزشك درباره ي دايره كه چند ماه قبل چاپ شد چندان هم دور از ذهن نبود ؛ وقتي داد با آن همه ادعا درباره ي سينما و دموكراسي و اين جور حرف هاي دهن پر كن چنان رفتاري كرد ديگر چه توقعي از پزشك مي توان داشت ؟ اين بلاها بايد به سر دايره مي آمد و دايره بايد قرباني مي شد تا همه بفهمند چيزي به نام دموكراسي در سينماي ما وجود ندارد . سايه ي سينماي دولتي فعلا بر سر ماست . دوران معاونت داد به عنوان يك سينماگر يكي از آن فرصت هاي طلايي بود كه كاملا هدر رفت . دايره هم محصول همان دوران است . به قول بنده خدايي پناهي بهتر است نام فيلم اش را تغيير دهد و بگذارد : بربادرفته ! . شما هم اين طور فكر مي كنيد ؟   
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ شهریور ۱۳۸۱
برچسب‌ها :