شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

سرزدن به کتاب‌خانه ـ 2

 

از هیچکاک و آغاباجی و داستان‌های دیگر [تکّه‌ی اوّل]

 

... مثل این‌که در میدانِ دیدش نیستم. نگاهش از ورایِ من می‌گذرد. چشمانش خالی از هرگونه احساسی‌ست. با دقّت براندازش می‌کنم. خدایا، چه‌قدر پیر شده. دو طرفِ دهان و زیر چشم‌هایش پُر از چروک‌های ریز است. حتّا به‌نظرم می‌رسد غبغب پیدا کرده. کجاست آن چهره‌ی شگفت‌انگیزی که شکوفه‌ی گیلاس را از سکّه می‌انداخت؟ آن پوستِ نرک و شفّافی که نور رویش لیز می‌خورد؟ آن چشمان درشت و پُراحساسی که به «کاری گرانت» نگاه می‌کرد؟ آن صدای گرم و موّاجی که از سیاه‌پوستِ فیلم کازابلانکا می‌خواست آهنگِ «As time goes by» را برایش بنوازد؟ آن نبض تپنده و زنده گلویی که از زیر ملحفه‌ی راه‌راه بیرون بود؟ فیلم طلسم‌شده را می‌گویم. کجاست؟ برگمنِ خاطراتِ من کجاست؟

 

بعدِ تحریر: هیچکاک و آغاباجی، نوشته‌ی بهنام دیّانی، ناشر خودِ نویسنده، تابستانِ 1373

 

بعدِ بعدِ تحریر: نمونه‌ی درخشانِ داستانی نوشته‌ی یک شیفته‌ی سینما. کارِ آدمی که واقعاً عاشق سینماست. حیف که چارده‌سال از اوّلین و آخرین چاپش می‌گذرد...

 

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٥ بهمن ۱۳۸٧