شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

چند كلمه درباره ي امير نادري ...


اين يادداشت بابك غفوري آذر را به نقل از كاپوچينو بخوانيد. به نظرم حرف زدن از امير نادري در دوره يي كه خيلي ها نام او را آگاهانه از تاريخ سينماي هنري ايران پاك مي كنند به شدت قابل ستايش است :

امير نادري فيلم ساز تواناي سينماي ايران كه سال 1365 از ايران رفت، اخيرا در آمريكا فيلمي ساخته است درباره زني كه در مدت بيست و چهار ساعت در مترو ، هشتاد و چهار جدول روزنامه نيويورك تايمز را حل مي كند. با اين داستان و فضاي فيلم هاي نادري پيش از اين احتمالا اين ساخته آخر او اوج ارائه ي مفاهيم انتزاعي و خاص در كارنامه ي فيلمسازي 31 ساله اش است. فضايي كه او در اين اواخر به شدت تلاش داشت تا به آن برسد.
نادري را به حق پايه گذار سبک فيلمسازي جشنواره اي سينماي ايران ناميده اند. در سال هاي 62 تا 65 كه همه مشغول ساخت فيلم هايي درباره خيانت هاي رژيم گذشته بودند او دونده و آب، باد، خاک را مي ساخت كه از لحاظ فرم روايي و ساختاري نمونه اي نداشت. دو فيلمي كه به راحتي مؤلفه هاي ساختاري اش را مي توان در ساخته هاي بعدي كيارستمي و بالطبع دنباله روهايش از جمله مخملباف اين روزها ديد. و احتمالا به دليل همان خلاف جريان شنا كردن بود كه سبب شد نادري تاب تحمل نداشته باشد و عاقبت در ميانه ي سال 65 در حالي كه هنوز تكليف نمايش آخرين فيلم اش (آب، باد، خاك) مشخص نبود ايران را ترك كند. هم زمان با او فيلم بردار فيلم اش، رضا پاكزاد نيز ايران را ترك كرد تا فيلم در دستان تهيه كننده اش (صدا و سيماي جمهوري اسلامي) بماند تا عاقبت در ششمين جشنواره فجر به نمايش در آيد و پس از آن سفرهاي دور دنيايش را آغاز كند و تازه با جايزه ي فستيوال نانت كشف شود.
نادري پس از آن ديگر هرگز به ايران بازنگشت. حتا براي ديداري دوباره و با سخت كوشي به دنبال تهيه كننده اي براي ساخت فيلم نامه هايش گشت تا عاقبت در سال 91 توانست منهتن از روي شماره را بسازد كه داستان مردي بود كه در خيابانهاي منهتن بي هدف به دنبال شخصي مي گشت. آنها كه فيلم را ديده بودند آن را به نوعي حديث نفس نادري در سالهاي اخير مي دانستند. فيلم همان سال در بخش غير رقابتي فستيوال كن به نمايش در آمد.
امير نادري فيلم ساز سخت كوشي كه با عكاسي قيصر كارش را آغاز كرد و با خداحافظ رفيق و تنگنا ضد قهرمانان دوست داشتني را به سينماي ايران ارائه داد، در حالي در آن سوي دنيا مشغول تجربيات نوين اش است كه اسلافش در اينجا با كپي برداري از نماهاي فيلمش در كن و ونيز جايزه مي گيرند.

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱٢:٠۳ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٤ شهریور ۱۳۸۱
برچسب‌ها :