شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

کجاست یاری‌کننده‌ای... + تشکّر

از بین خواننده‌‌های احتمالی این وبلاگ کسی هست که «حوصله» و «وقت» و «علاقه» داشته باشد برای جواب‌دادن به چند سئوال؟ (اجباری در کار نیست قاعدتاً) چند سئوال درباره‌ی غذاخوردن که، البته، بخشی‌ست از یک تحقیق مختصر و قرار است کمکی باشد به درست‌دیدن و این‌چیزها در آفرینش یک اثر هُنری. اگر همه‌ی سئوال‌ها را جواب بدهید که عالی‌ست، اگر چندتا را هم جواب بدهید، باز هم عالی‌ست.

سئوال‌های سختی هم نیست:

یک: اهلِ صبحانه‌خوردن هستید اصلاً؟ نان‌وپنیر و کره و مُربّا احتمالاً؟ نیمرو و اُملت؟ کرانچی و شیر؟ شیرینی با چای؟ یا چیزی دیگر؟

دو: بین دور و بری‌ها، دوست و‌ آشناها، فَک‌وفامیل، مردها بیش‌تر آشپزی می‌کنند یا زن‌ها؟ یعنی کی بیش‌تر از بقیه وقتش را در آشپزخانه صرفِ پُخت‌وپز می‌کند؟

سه: اگر کسی از اهالیِ خانه (قاعدتاً خانه‌‌ای که دست‌کم دونفر در آن زندگی می‌کنند) قبل از وقتِ ناهار، یا شام، گرسنه‌اش شد، خودش دست‌به‌کار می‌شود و غذایی چیزی می‌پزد و خودش را سیر می‌کند، یا صبر می‌کند آشپز خانه، بالأخره، چیزی تدارک ببیند؟

چاهار: تنوع غذاها در خانه‌ی خودتان، یا دور و بری‌ها چه‌جوری‌ست؟ کسی برنامه‌ی غذایی دارد احیاناً؟ که مثلاً شنبه این غذا را بخوریم و یک‌شنبه این‌یکی را و...؟ یا هروقت هرچی بود و آماده شد می‌خورید؟

پنج: میانه‌تان با غذاخوردن در رستوران‌ چه‌جوری‌ست؟ ماهی چندبار غذا را به‌جای خانه توی رستوران می‌خورید؟ ماهی چندبار سفارش می‌دهید غذا را از بیرون بیاورند؟ چه غذاهایی را بیش‌تر سفارش می‌دهید؟ پیتزا؟ ساندویچ؟ مرغ‌سوخاری؟

شش: توی خانه سفره پهن می‌کنید روی زمین؟ یا میز غذاخوری دارید؟ میز غذاخوری توی آشپزخانه است یا توی هالِ خانه؟

هفت: همه‌ی اهالی خانه با هم غذا می‌خورند، یا هرکسی گوشه‌ای از خانه شکم خودش را پُر می‌کند؟ غذاخوردن‌تان وقتِ بخصوصی دارد؟ ساعتِ بخصوصی؟

هشت: موقع شام و ناهار، سالاد و ماست و این‌چیزها هم روی میز هست؟ نوشابه می‌خورید با غذا یا آب‌معدنی احتمالاً؟

نُه: وقتِ غذاخوردن احتمالاً تلویزیونِ خانه روشن است، یا ترجیح می‌دهید موسیقی گوش کنید؟ یا اصلاً سکوت را ترجیح می‌دهید؟ اصلاً موقع غذاخوردن کسی از دور و بری‌ها حرف می‌زند، یا همه ساکتند؟

ده: ظرف‌ها را چه‌کسی می‌شوید؟ هرکی ظرفِ خودش را، یا یکی ظرفِ همه را؟

یازده: بعدِ ناهار و شام چیزی به‌عنوانِ دِسِر (به‌قولِ استاد دریابندری پَس‌آرَک) می‌خورید؟ چای یا قهوه؟ چند دقیقه بعدِ ناهار و شام؟ همه یک‌چیز می‌خورند، یا هرکی به سلیقه‌ی خودش؟

بعدِ تحریر: ممنون. اگر هم، احیاناً، این نوشته را توی «گودر» خواندید، لطف می‌کنید اگر جواب‌‌تان را این‌جا، توی پیغام‌گیر وبلاگ بنویسید، یا بفرستید به ئی‌میلی که نشانی‌اش کنار همین صفحه است.

تشکّر: خب، جای این تشکّر خالی بود واقعاً. ممنون. واقعاً ممنون. فکرش را هم نمی‌کردم که به لطفِ دوستانِ دیده و نادیده، این‌همه جواب برسد برای این یازده سئوال. خب، یازده‌تا سئوال کم نیست واقعاً و «لطفِ» دوستانِ دیده و نادیده هم همین‌طور. از همه‌ی آن‌ها که پیغام عمومی نوشتند این‌جا، یا آن‌ها که ترجیح دادند پیغام‌شان خصوصی باشد و فقط بنده ببینمش ممنونم. از همه‌ی آن‌ها هم که لطف کردند و جواب‌شان را ئی‌میل کردند، ممنونم. کمکِ بزرگی را که این یادداشت‌ها و نویسنده‌های‌شان کرده‌اند، قاعدتاً و حتماً، هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم. هروقت که آن اثر هُنری کم‌کم سروشکلی پیدا کرد و می‌شد آینده‌ای برایش متصوّر بود، حتماً همین‌جا می‌نویسم که چیست. باز هم ممنون.

 

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱۱:٢۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ آذر ۱۳۸۸
برچسب‌ها :