شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

چُنین گفت پُل اُستر...

 

   تصمیمِ نویسنده‌شدن یک‌جور «تصمیمِ شغلِ آینده» مثلِ دکترشدن یا پلیس‌شدن نیست، آدم نویسنده‌شدن را انتخاب نمی‌کند، بلکه برای این کار انتخاب می‌شود، و همین‌که این حقیقت را بپذیرید که برای کارِ دیگری مناسب نیستید، یعنی آماده شده‌اید برای ره‌سپُردنِ باقی روزهای عمرتان در مسیری دراز و صعب. اگر نورچشمیِ پروردگار از آب درنیایید (و بدا به‌حالِ آن‌که روی این قضیه حساب کرده باشد)، یعنی کارتان هیچ‌گاه پولِ کافی برای تأمینِ زندگی‌تان فراهم نخواهد آورد و اگر می‌خواهید سقفی بالای سرتان داشته باشید و از گرسنگی نمیرید، پیهِ انجام کارِ دیگری را هم به تن بمالید تا از پسِ پرداختِ قبض‌های‌تان بربیایید.

 

   پُل اُستر، دست‌به‌دهان، گاه‌شماریِ شکست‌های نخستین، ترجمه‌ی بهرنگ رجبی، نشرِ چشمه، زمستانِ ١٣٨٨  


  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸