شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

یکی از آن سه فرشته...

بوسه‌های دزدکی

   مدّتی پیش، در یک صبحِ یک‌شنبه، صحنه‌ای از بوسه‌های دزدکی ـ با بازیِ ژان‌پی‌یر لئو و دِلفین سیریگ ـ از تلویزیون پخش شد.

   وقتی فردای آن‌روز، برای صرفِ قهوه به کافه‌ای در سَن‌لازار رفتم، صاحبِ کافه به‌محضِ دیدنِ چُنین گفت «عجیبه! من شما را قبلاً دیده‌ام... حالا یادم آمد؛ دیروز شما را توی تلویزیون دیدم.»

   امّا شخصِ موردِ نظرِ صاحبِ کافه من نبودم؛ بلکه ژان‌پی‌یر لئو بود که نقشِ آنتوان دوآنل را در فیلمِ بوسه‌های دزدکی بازی کرده بود. یک قهوه‌ی خیلی غلیظ سفارش دادم.

   وقتی صاحبِ کافه خوب به من نزدیک شد و با دقّتِ بیش‌تری به من نگاه کرد، این‌طور گفت «گویا شما موقعِ ساختنِ این فیلم جوان‌تر بوده‌اید.»

   فرانسوا تروفو، آنتوان دوآنل کیست؟، ترجمه‌ی مرحوم حمید هُدی‌نیا


   بعدِ تحریر: گاهی فقط فرشته‌ای مثلِ تروفوست که احوالِ آدمی را خوش می‌کند، گاهی تماشای عکس‌های تروفو، تماشای صحنه‌هایی از فیلم‌های تروفوست که آدم را زنده نگه دارد. آقای عزیز، می‌دانید که حرف‌های دیروزتان چه‌قدر به زندگی امیدوارم کرد؟  می‌دانید که چه مشتاقم به خواندنِ روایتِ شما از ژول و جیم و سرگذشتِ آدل ﻫ.؟ چه‌خوب که هنوز کسانی هستند که تروفوی عزیز را دوست می‌دارند. چه‌خوب که تروفویی در تاریخ سینما بوده است. چه خوش‌بختیم ما که تماشاگرانش هستیم...

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ٥:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٧ خرداد ۱۳۸٩