شُمال از شُمالِ غربی

سینما و ادبیات ـ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

آن‌که دوست می‌دارد...

Anna Karina in Vivre sa vie  (1962, dir.Jean-Luc Godard)  

  آن‌که دوست می‌دارد، پیِ دلیلی برای دوست‌داشتن نیست. آن‌که دوست داشته می‌شود، بی‌آن‌که دوست بدارد، پیِ دلیلی‌ست برای دوست‌داشتن. دلیلی اگر باشد، دلیلی اگر پیدا کند، شاید، خیابانِ یک‌طرفه را بدل کند به خیابانی معمولی. رفت‌وآمدی در کار باشد؛ از دو سو.

   آن‌که دوست می‌دارد، به خیال‌اش هم نمی‌آید که دیگری دوست‌اش نمی‌دارد. هرچه دارد، هرچه باشد، می‌ریزد در طَبَقِ اخلاص. همه‌چیزِ مالِ تو، به شرطِ این‌که باشی، که لبخندت را دریغ نکنی از من. لبخندی اگر حقیقی باشد، سِحری‌ست که باطلُ‌السِحری ندارد. کلیدِ خوش‌بختی‌ست، اگر خوش‌بختی حقیقتاً باشد، اگر وجود داشته باشد.

   آن‌که دوست می‌دارد، آن‌که دل‌ودین کفِ دست می‌نهد و جان‌برکف آماده‌ی خدمتِ دلبر است، خیال می‌کند آن‌دیگری، آن دلبر، بدیلِ اوست؛ همین‌قدر دوست‌اش دارد، همین‌قدر برای‌اش می‌میرد.

   بعدِ تحریر: عکس، صرفاً، تزئینی‌ست و ربطی به نوشته ندارد.

  
نویسنده : مُحسنِ آزرم ; ساعت ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ تیر ۱۳۸٩