شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

قاعده ی بازی


ديشب براي بار چندم فيلم تصادف ساخته ي ديويد كراننبرگ را ديدم ( براي بار چندم ؟ ) و باز هم به همه ي چيزهايي كه جي . جي . بالارد در رمان اش نوشته و كراننبرگ فيلم كرده ، فكركردم . امروز هم از خواب پاشده و نشده نشستم به تماشاي چندباره ي فيلم آخر ادرين لاين ، يعني بي وفا و دوباره حيرت كردم از اين همه نبوغ كارگرداني كه خيلي ها به عمد ناديده اش مي گيرند . حيف كه بايد اين فيلم ها را روي صفحه ي كوچك تلويزيون تماشا كرد . راست اش را بخواهيد هيچ نمي فهمم بعضي ها چرا اين فيلم ها را فيلم هاي ضد اخلاق لقب مي دهند . حد و مرز اخلاقيات اصلا كجاست كه اگر در فيلمي از ويم وندرس پسمانده هاي انساني را ببينيم ، يا در فيلم شكستن امواج / شكافتن امواج ، رابطه ي زن و مرد را مي بينيم هنري ست و نهايت سينما اما نوبت لاين و كراننبرگ كه مثلا مي رسد قاعده ي بازي تغيير مي كند . اين بازي ها ، اين اظهار نظر ها و حرف هاي گنده زدن چيزي جز فضل فروشي نيستند . نه كلام شوپنهاور در ابتداي يك يادداشت سينمايي آن را صاحب ارزش مي كند و نه نقل قول هايي از ژيل دلوز و ژاك دريدا در باب سينما . آن چه مهم ست اين ست كه اين دو در باب سينما فكر مي كنند . ديگران اما فكر نمي كنند ، نظ ر آنان را منتشر مي كنند . راست اش را بخواهيد سينماي اروپا و امريكا فرقي براي من ندارند ، هر كدام چيزي دارد كه آن يكي ندارد . هر دو مديون هم اند ؛ بي آن كه مزيتي داشته باشند بر هم . فكر مي كنم يك سؤتفاهم ، يك نگاه نادرست از دهه ي شصت به اين سو حرف هايي درباره ي سينماي امريكا زد (‌‌‌‌‌ و مثلا برايان دي پالما را خالق وقاحت مي دانست ) و همه ي فكرها را به هم ريخت . بعضي شدند دشمن سينماي اروپا و بعضي دشمن سينماي امريكا . هر دو طرف اما نتيجه ي همان سؤتفاهم بودند . سؤتفاهمي كه هنوز هم در نوشته هاي بعضي منتقدان پيدا مي شود ...
تا كي مي خواهيم اين بازي را ادامه دهيم ؟
  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ مهر ۱۳۸۱
برچسب‌ها :