شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

خانه خالی بود...


   ... فردا صبح برگشتم رفتم به خانه‌ای که تا دیروز خانه و همچنین محل دفتر و کار نخست‌وزیری بود. سرباز هرجا بود، امّا هیچ‌کس را از ورود منع نمی‌کردند. چندان هم کسی نبود آن‌جا، چیزی نمانده بود تا باشند، حیاط پوشیده بود از پاره‌های خیس نیم‌سوخته‌ی کاغذ. 

ابراهیم گلستان، بیست‌وهشتِ پنجِ سی‌ودو

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٩ امرداد ۱۳۸٩