شمال از شمالِ غربی

سینما و ادبیات ــ نوشته‌ها و ترجمه‌های نویسنده‌ی این وبلاگ را بی‌اجازه در هیچ سایت، وبلاگ و نشریه‌ای منتشر نکنید.

نامه سند است ماندگار است...

The Green Room

  

   نامه‌ خاصیتِ عجیبی دارد: حرف‌های شفاهی، چیزهایی که اگر به زبان بیایند، می‌توان جدّی‌شان نگرفت و از کنارشان گذشت، وقتی نوشته می‌شوند، واقعیت پیدا می‌کنند. هویّت‌شان تغییر می‌کند و سَند می‌شوند. نامه سند است. ماندگار است. هرقدر هم بگذرد، هست؛ در دسترس‌ است و می‌شود آن‌را خواند؛ یک‌بار و دوبار هم نه، هزاربار. حرف‌های شفاهی، بادِ هوا هستند. (قولی معروف) به زبان می‌آیند و می‌گذرند و ای‌بسا فراموش می‌شوند و فقط مکتوب‌شدن، روی کاغذ آمدن و ثبت‌شدن است که نجات‌شان می‌دهد. آن‌ها را روی کاغذ می‌نشاند تا چیزی شوند غیرِ آن‌که پیش از این بوده‌اند. (کلام بدل می‌شود به کلمه و کلمه از ابتدا بوده است.) و اگر این حرف‌ها، این کلمه‌ها، کلامِ پُرمهر و عاشقانه باشند و رازِ یک دل‌دادگی را فاش کنند و از گفته‌ی خود دلْ‌شاد باشند، همه‌چیز، آن‌وقت، رنگِ دیگری به خود می‌گیرد. دنیا بهشت می‌شود پیشِ چشمِ آن‌که نامه را نوشته است. (فاش می‌گویم و از گفته‌ی خود دلْ‌شادم/ بنده‌ی عشقم و از هر دو جهان آزادم.)

   چیزهایی را باید گفت که گفتنی‌اند؛ همین است که دوستت می‌دارم را باید به زبان آورد. گفتن‌اش آدم را آرام می‌کند. (آن‌را که می‌شنود چه؟ کاش آرام‌اش کند.) نوشتن آتش می‌زند به دلِ آن‌که نامه را می‌خوانَد؛ آن‌که نامه برای او نوشته شده است. می‌بینی نوشته است که دوستت می‌دارد. دوستش می‌داری؟ تردید نکن. راست بگو. حرف بزن. جوابِ نامه را چگونه باید داد؟ جوابِ نامه را چه باید داد؟ دوستت می‌دارمی روی سطرهای آماده‌؟ فرق است بینِ گفتن و نوشتن. گفتن است که آرام می‌کند، که هم‌سفری را آماده‌ی سفر، آماده‌ی رفتن، آماده‌ی نماندن می‌کند. (برویم؟/ برویم هرجا که دوست می‌داری.)

  
نویسنده : محسن آزرم ; ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢۳ دی ۱۳۸٩